هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر دردها و رنج‌های عاشقانه، ناامیدی‌ها و دشواری‌های زندگی است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، جدایی، رنج، درماندگی و تنهایی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا، احساسات عمیق خود را منتقل می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و زندگی داشته باشد.

غزل ۵۵۲ - صلح در پرده بود یار به جنگ آمده را

صلح در پرده بود یار به جنگ آمده را
مده از دست، گریبان به چنگ آمده را ۱

آشنایی ز نگاهش چه توقع دارید؟
نور اسلام نباشد ز فرنگ آمده را ۲

ماجرای دل و آن غمزه بدمست مپرس
می چکد خون ز سخن، شیشه به سنگ آمده را ۳

نیست جز بی خودی و بی خبری درمانی
از شب و روز و مه و سال به تنگ آمده را ۴

کوشش افکنده ترا دور ز منزل، ورنه
راه نزدیک بود پای به سنگ آمده را ۵

در سفر ریگ روان راحت منزل دارد
ماندگی کم بود از راه درنگ آمده را ۶

می کند کلفت یک خانه به شهری تأثیر
شهر زندان بود از خانه به تنگ آمده را ۷

با قد همچو کمان، تنگ به بر چون گیرم؟
صائب آن قامت چون تیر خدنگ آمده را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۱ - گریه بسیار بود نو به وجود آمده را
گوهر بعدی:غزل ۵۵۳ - شوق اگر قافله سالار شود قافله را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.