هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، رنج‌های روحی، و اسارت در قفس تن سخن می‌گوید. شاعر از ناله‌های بی‌پاسخ، دوری از معشوق، و اسارت در دنیای مادی شکایت دارد و از آرزوهای بربادرفته و تنهایی عمیق خود می‌نویسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت روح و رنج‌های عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۵۸۸ - نداد عشق گریبان به دست کس ما را

نداد عشق گریبان به دست کس ما را
گرفت این می پر زور، چون عسس ما را ۱

اگر چه سگ به مرس می کشند صیادان
کشیده است سگ نفس در مرس ما را ۲

تمام روز ازان همچو شمع، خاموشیم
که خرج آه سحر می شود نفس ما را ۳

فغان که منزل دور و دراز وادی عشق
نکرد دل تهی از ناله چون جرس ما را ۴

خراب حالی ما لشکری نمی خواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را ۵

ترا که پای گلی هست، می به ساغر کن
که زهد خشک کشیده است در قفس ما را ۶

به گرد خاطر ما آرزو نمی گردید
لب تو ریخت به دل رنگ صد هوس ما را ۷

اگر چه در قفس افتاده ایم از گلزار
ز گل نمی گسلد رشته نفس ما را ۸

شکسته بال و پرانیم، جای آن دارد
که باغبان کند از چوب گل قفس ما را ۹

غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۷ - به شاهراه توکل بود سفر ما را
گوهر بعدی:غزل ۵۸۹ - مبین ز موج تهیدست خوار دریا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.