هوش مصنوعی:
این متن به بررسی تضاد بین عقل و عشق میپردازد و هشدار میدهد که عشق میتواند فرد را از قیدوبندهای عقل رها کند. همچنین، به خطرات فریب خوردن از ظواهر فریبنده و عدم اعتماد به افراد فرومایه اشاره میکند. شاعر از دردهای عشق و تأثیر آن بر دل سخن میگوید و به خواننده هشدار میدهد که فریب ظاهر شیرین جهان را نخورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۵۹۳ - چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا
چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا
عجب که عشق رهاند ازین کمند ترا ۱
مباش بی دل نالان که آتشین رویان
ز دست هم بربایند چون سپند ترا ۲
عنان به دست فرومایگان مده زنهار
که در مصالح خود خرج می کنند ترا ۳
جز این که طعمه شهباز شد دلت چون کبک
چه گل شکفت ازین خنده بلند ترا؟ ۴
مخور فریب شکرخند صبح چون طفلان
که چرخ زهر دهد در لباس قند ترا ۵
ز اهل درد ترا عقل چون کند صائب؟
نکرد تربیت عشق دردمند ترا ۶
عجب که عشق رهاند ازین کمند ترا ۱
مباش بی دل نالان که آتشین رویان
ز دست هم بربایند چون سپند ترا ۲
عنان به دست فرومایگان مده زنهار
که در مصالح خود خرج می کنند ترا ۳
جز این که طعمه شهباز شد دلت چون کبک
چه گل شکفت ازین خنده بلند ترا؟ ۴
مخور فریب شکرخند صبح چون طفلان
که چرخ زهر دهد در لباس قند ترا ۵
ز اهل درد ترا عقل چون کند صائب؟
نکرد تربیت عشق دردمند ترا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۲ - مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴ - ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.