هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از دشواری دوری از معشوق، امیدهای بربادرفته، و رنج انتظار میگوید. او از گرانی بار غم در دل، انتظار کشنده، و ناکامیهای عاشقانه سخن میراند و تصاویری از خون دل خوردن و بیقراری را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد فراق، و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۶۱۰ - ز خاک کوی تو پرواز مشکل است مرا
ز خاک کوی تو پرواز مشکل است مرا
که از گرانی جان، کوه بر دل است مرا ۱
به صد امید به نخل تو کرده ام پیوند
بریدن از تو به ناکام مشکل است مرا ۲
هزار پله سبکبارتر بود قارون
ز تخم های امیدی که در گل است مرا ۳
عجب که پای ترا در نگار نگذارد
ز انتظار تو خونی که در دل است مرا ۴
شود ز آیه رحمت گناهکار دلیر
نظر به سبزخطان زهر قاتل است مرا ۵
مکش ز دست من آن ساعد نگارین را
که خون ز دست تو بسیار در دل است مرا ۶
ز نام من، به غلط هم دهن نسازد تلخ
همان که یاد لبش نقل محفل است مرا ۷
پرست چون جرس از ناله ام بیابان ها
اگر چه راه سخن پیش محمل است مرا ۸
همان که نقش مرا می زند به تیر از دور
به هر طرف که روم در مقابل است مرا ۹
گهر به گرد یتیمی نمی رسد صائب
در آن محیط که امید ساحل است مرا ۱۰
که از گرانی جان، کوه بر دل است مرا ۱
به صد امید به نخل تو کرده ام پیوند
بریدن از تو به ناکام مشکل است مرا ۲
هزار پله سبکبارتر بود قارون
ز تخم های امیدی که در گل است مرا ۳
عجب که پای ترا در نگار نگذارد
ز انتظار تو خونی که در دل است مرا ۴
شود ز آیه رحمت گناهکار دلیر
نظر به سبزخطان زهر قاتل است مرا ۵
مکش ز دست من آن ساعد نگارین را
که خون ز دست تو بسیار در دل است مرا ۶
ز نام من، به غلط هم دهن نسازد تلخ
همان که یاد لبش نقل محفل است مرا ۷
پرست چون جرس از ناله ام بیابان ها
اگر چه راه سخن پیش محمل است مرا ۸
همان که نقش مرا می زند به تیر از دور
به هر طرف که روم در مقابل است مرا ۹
گهر به گرد یتیمی نمی رسد صائب
در آن محیط که امید ساحل است مرا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۹ - چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
گوهر بعدی:غزل ۶۱۱ - گرفتگی دل از چشم روشن است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.