هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنجهای زندگی، فلسفهی وجودی و توصیههای اخلاقی میپردازد. شاعر از عشق و جذابیت معشوق، دردها و زخمهای زندگی، محدودیتهای جسمانی و روحی، و همچنین پندهای اخلاقی دربارهی دوری از افراد پست و حریص سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات به رنج و درد زندگی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۷۳۸ - با زلف کار نیست رخ یار دیده را
با زلف کار نیست رخ یار دیده را
ره می گزد چو مار، به منزل رسیده را ۱
بی حسن نیست خلوت آیینه مشربان
معشوق در کنار بود پاک دیده را ۲
بسیار زخم هست که خاک است مرهمش
نتوان به رشته دوخت دهان دریده را ۳
دایم ز خوی خود کشد آزار بدگهر
خون است شیر، کودک پستان گزیده را ۴
زندان جان پاک بود تنگنای جسم
در خم قرار نیست شراب رسیده را ۵
ما را مبر به باغ که از سیر لاله زار
یک داغ صد هزار شود داغ دیده را ۶
از درد بی خبر بود آن کس که می کند
با سگ گزیده نسبت مردم گزیده را ۷
با قد خم ز عمر اقامت طمع مدار
در آتش است نعل، کمان کشیده را ۸
در بحر تنگ ظرف جهان، چند چون حباب
در دل گره کنم نفس آرمیده را؟ ۹
از صحبت خسیس حذر کن که می شود
یک برگ کاه، مانع پرواز دیده را ۱۰
در علم آشنایی آن چشم عاجزست
صائب که رام کرد غزال رمیده را ۱۱
ره می گزد چو مار، به منزل رسیده را ۱
بی حسن نیست خلوت آیینه مشربان
معشوق در کنار بود پاک دیده را ۲
بسیار زخم هست که خاک است مرهمش
نتوان به رشته دوخت دهان دریده را ۳
دایم ز خوی خود کشد آزار بدگهر
خون است شیر، کودک پستان گزیده را ۴
زندان جان پاک بود تنگنای جسم
در خم قرار نیست شراب رسیده را ۵
ما را مبر به باغ که از سیر لاله زار
یک داغ صد هزار شود داغ دیده را ۶
از درد بی خبر بود آن کس که می کند
با سگ گزیده نسبت مردم گزیده را ۷
با قد خم ز عمر اقامت طمع مدار
در آتش است نعل، کمان کشیده را ۸
در بحر تنگ ظرف جهان، چند چون حباب
در دل گره کنم نفس آرمیده را؟ ۹
از صحبت خسیس حذر کن که می شود
یک برگ کاه، مانع پرواز دیده را ۱۰
در علم آشنایی آن چشم عاجزست
صائب که رام کرد غزال رمیده را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۷ - مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده را
گوهر بعدی:غزل ۷۳۹ - طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.