هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر عشق پاک، رنج‌های زندگی، و دیوانگی‌های عاشقانه است. شاعر از ملامت‌های دیگران خسته شده و قصد ترک شهر را دارد. او به دنبال فیض و روشنایی است و با وجود مشکلات، به عشق و دیوانگی خود ادامه می‌دهد. شعر همچنین به مفاهیمی مانند انتظار، حیرت، و تسلیم در برابر تقدیر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و ملامت، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.

غزل ۷۷۹ - خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما

خجلت ز عشق پاک گهر می بریم ما
از آفتاب دامن تر می بریم ما ۱

یک طفل شوخ نیست درین کشور خراب
دیوانگی به جای دگر می بریم ما ۲

تا کی خمار سنگ ملامت توان کشید؟
زین شهر رخت خویش بدر می بریم ما ۳

فیضی که خضر یافت ز سرچشمه حیات
دلهای شب ز دیده تر می بریم ما ۴

حیرت مباد پرده بینایی کسی!
در وصل، انتظار خبر می بریم ما ۵

با مشربی ز ملک سلیمان وسیع تر
در چشم تنگ مور بسر می بریم ما ۶

آسودگی مقدمه خواب غفلت است
کشتی به موج خیز خطر می بریم ما ۷

هر کس به ما کند ستمی، همچو عاجزان
دیوان خود به آه سحر می بریم ما ۸

صائب ز بس تردد خاطر، که نیست باد!
در خانه ایم و رنج سفر می بریم ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۸ - عمری است حلقه در میخانه ایم ما
گوهر بعدی:غزل ۷۸۰ - دل را ز قید جسم رها می کنیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.