هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی‌های ظاهری و عاطفی معشوق می‌پردازد و از تشبیهات و استعاره‌های زیبا برای توصیف ویژگی‌های او مانند لب‌های سرخ، موهای پیچ‌دار و چشمان مست استفاده می‌کند. همچنین، به تأثیرات عاطفی و احساسی این زیبایی‌ها بر شاعر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و احساسی ممکن است برای سنین پایین‌تر نامناسب باشد.

غزل ۸۶۲ - حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب

حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب
می دواند ریشه در دل از رگ تلخی شراب ۱

می نماید حسن شوخ از پرده شرم و حیا
برق را از تیغ بازی کی شود مانع سحاب ۲

نشأه آن لعل میگون ز آبداری شد زیاد
گر چه می سازد می پر زور را کم زور، آب ۳

حسن عالمسوز را پروای اشک گرم نیست
شعله ور می گردد اخگر بیش از اشک کباب ۴

زلف را وا کرد از سر، حسن روزافزون او
سایه را کوتاه سازد در بلندی آفتاب ۵

دیدن خورشید تابان گر چه (آب) آرد به چشم
دیده خورشید را روی تو می سازد پر آب ۶

زان سراپا چشم گردیده است آن زلف رسا
تا ازان موی کمر تعلیم گیرد پیچ و تاب ۷

می به چشم مست او شد سرمه شرم و حیا
خون اگر در ناف آهوی ختن شد مشک ناب ۸

ناگوار از صحبت نیکان گوارا می شود
عیب تلخی را ز خلق خوش هنر سازد گلاب ۹

از چه رو صائب ز روی آتشین او نسوخت؟
نیست گر بال سمندر تار و پود آن نقاب ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۶۱ - از تهیدستی است در مغز چنار این پیچ و تاب
گوهر بعدی:غزل ۸۶۳ - صبح روشن شد، بده ساقی می چون آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.