هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و سوز درونی خود سخن می‌گوید که خانه و زندگی‌اش را روشن کرده است. او با وجود سختی‌ها و تاریکی‌ها، با نور عشق و اشتیاق درونی خود، جهان را روشن می‌بیند و از این بابت افتخار می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۰۷۴ - چشم من از گریه مستانه من روشن است

چشم من از گریه مستانه من روشن است
خانه من چون صدف از دانه من روشن است ۱

شعله سودای من آهن گداز افتاده است
دیده زنجیر از دیوانه من روشن است ۲

نیست چون آیینه نور عاریت در خانه ام
از صفای سینه من خانه من روشن است ۳

گر چه از گرد کسادی مهره گل گشته ام
نه صدف از گوهر یکدانه من روشن است ۴

جلوه فانوس دارد در نظر پروانه را
بس که از سوز درون کاشانه من روشن است ۵

دیده جغدست شمعی هست اگر ویرانه را
از فروغ داغ سودا، خانه من روشن است ۶

می شوم من داغ هر کس را که می سوزد فلک
از چراغ دیگران غمخانه من روشن است ۷

دیده شیر از غم دنیا نگهبان من است
از شراب لعل تا پیمانه من روشن است ۸

من سیه روزم، و گرنه سر به سر روی زمین
از فروغ طلعت جانانه من روشن است ۹

سینه گرمم جهانی را به جوش آورده است
عالمی را شمع از آتشخانه من روشن است ۱۰

سختی ایام نتواند مرا افسرده ساخت
چون شرر در سنگ خارا دانه من روشن است ۱۱

گر ز روزن دیگران را خانه روشن می شود
صائب از بی روزنی کاشانه من روشن است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۳ - دیده شبنم گر از روی گلستان روشن است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۵ - دل چو کشتی، جان روشن عالم آب من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.