هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از زیبایی معشوق و تأثیرات عشق بر عقل و دل سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند زلف معشوق، رضوان، خورشید، و کعبه، احساسات عمیق و گاه متضاد خود را بیان میکند. همچنین، مفاهیمی مانند ناامیدی، غیرت، و بلندی روح در این شعر به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۱۰۱ - تا ز رخ زلف آن بهشتی روی دور انداخته است
تا ز رخ زلف آن بهشتی روی دور انداخته است
دست رضوان پرده بر رخسار حور انداخته است ۱
پنجه مومین حریف پنجه خورشید نیست
عقل بیجا پنجه با عشق غیور انداخته است ۲
می برد خواهی نخواهی دل ز دست مردمان
کار خود را آن کمان ابرو به زور انداخته است ۳
ساعد او بارها در معرض عرض صفا
رعشه غیرت بر اندام بلور انداخته است ۴
در حریم عشق، خواهش ناامیدی بردهد
زان تجلی پرتو خود را به طور انداخته است ۵
راه نزدیک است اگر بر گرد دل گردد کسی
دوربینی ها مرا از کعبه دور انداخته است ۶
ابر تر دامن چه باشد، کز حجاب اشک من
خویش را طوفان مکرر در تنور انداخته است ۷
تیره بختی های ما از پستی اقبال نیست
از بلندی شمع ما پرتو به دور انداخته است ۸
نه همین در شهر اصفاهان قیامت می کند
فکر صائب در همه آفاق شور انداخته است ۹
دست رضوان پرده بر رخسار حور انداخته است ۱
پنجه مومین حریف پنجه خورشید نیست
عقل بیجا پنجه با عشق غیور انداخته است ۲
می برد خواهی نخواهی دل ز دست مردمان
کار خود را آن کمان ابرو به زور انداخته است ۳
ساعد او بارها در معرض عرض صفا
رعشه غیرت بر اندام بلور انداخته است ۴
در حریم عشق، خواهش ناامیدی بردهد
زان تجلی پرتو خود را به طور انداخته است ۵
راه نزدیک است اگر بر گرد دل گردد کسی
دوربینی ها مرا از کعبه دور انداخته است ۶
ابر تر دامن چه باشد، کز حجاب اشک من
خویش را طوفان مکرر در تنور انداخته است ۷
تیره بختی های ما از پستی اقبال نیست
از بلندی شمع ما پرتو به دور انداخته است ۸
نه همین در شهر اصفاهان قیامت می کند
فکر صائب در همه آفاق شور انداخته است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۰۰ - کوه را پای ادب در دامن تمکین ازوست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰۲ - ناز تا اسباب دل بردن مهیا ساخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.