هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به زیبایی‌های عشق، مهر، و تأثیرات عمیق آن بر زندگی انسان می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند عشق به عنوان سازنده عالم، مقایسه عاشق با مجنون، و اشاره به داستان‌های اساطیری مانند زلیخا و یوسف، عمق احساسات و پیچیدگی‌های عشق را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات اساطیری و ادبی نیاز به دانش پیشینه دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

غزل ۱۱۰۲ - ناز تا اسباب دل بردن مهیا ساخته است

ناز تا اسباب دل بردن مهیا ساخته است
چشم پر کار تو کار عالمی را ساخته است ۱

حسن مغرور تو عاشق را نمی آرد به چشم
ورنه با ذرات، مهر عالم آرا ساخته است ۲

نیست مجنون مرا حاجت به صحرایی، که عشق
از غبار خاطرم دامان صحرا ساخته است ۳

جنگ دارد سازگاری با کمال سرکشی
کوه قاف از بی پر و بالی به عنقا ساخته است ۴

ما ز پستی های فطرت خشک بر جا مانده ایم
ورنه همت قطره را بسیار دریا ساخته است ۵

نه زلیخا پیرهن تنها به بدنامی درید
عشق ازین مستورها بسیار رسوا ساخته است ۶

می کشیم از آستین افشانی یاران ملال
ورنه با گرد یتیمی گوهر ما ساخته است ۷

می شود از نامداران زود، هر کس چون عقیق
بستر و بالین خود از سنگ خارا ساخته است ۸

می کند چشم زلیخا خا بر سر از غبار
بوی پیراهن که را تا باز بینا ساخته است؟ ۹

می شود گنجینه گوهر به لب واکردنی
سینه خود چون صدف هر کس مصفا ساخته است ۱۰

رو متاب از چشم پاک صائب روشن گهر
کز نگاهی ذره را خورشید سیما ساخته است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۰۱ - تا ز رخ زلف آن بهشتی روی دور انداخته است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰۳ - باز از معموره دلها فغان برخاسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.