هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، تسلیم در برابر تقدیر، رنج و قربانی، و ناامیدی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خاکساری در بلندی‌ها، آسمان زیر پا، و تیر قضا، احساسات عمیق انسانی را بیان می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند صبر، انتظار و جستجوی معنا در زندگی نیز در این شعر قابل مشاهده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده، برای درک و تجربه‌ی کامل نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

غزل ۱۱۲۱ - خاکساری در بلندی ها رسا افتاده است

خاکساری در بلندی ها رسا افتاده است
آسمان این پشته را در زیر پا افتاده است ۱

عاشقان را نیست جز تسلیم دیگر مطلبی
دیده قربانیان بی مدعا افتاده است ۲

در چنین فصلی که نتوان جام می از دست داد
از گل اخگر در گریبان صبا افتاده است ۳

نیست جز تیری که بر ما خاکساران خورده است
بر زمین تیری که از شست قضا افتاده است ۴

بر لب دریا زبان بر خاک می مالم چو موج
بخت من در نارسایی ها رسا افتاده است ۵

از غریبان است در چشمش نگاه آشنا
بس که چشم ظالمش ناآشنا افتاده است ۶

می گذارد آستین بر دیده خونبار من
دیده هر کس بر آن گلگون قبا افتاده است ۷

می کند از دیده یعقوب روشن خانه را
تا ز یوسف بوی پیراهن جدا افتاده است ۸

عیب از آیینه بی زنگ برگردد به نقش
عیبجو بیهوده در دنبال ما افتاده است ۹

دارد از افتادگی صائب همان نقش مراد
هر که در راه طلب چون نقش پا افتاده است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۰ - در بهاران بزم عیش میکشان آماده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲۲ - تا ز روی آتشین او نقاب افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.