هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، معرفت نفس، فقر و غنا، و تفاوت‌های ظاهری و باطنی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند میخانه، درد، عشق، و ویرانه به عنوان استعاره‌هایی برای بیان حقایق عمیق عرفانی استفاده کرده است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و نامفهوم باشد.

غزل ۱۱۷۹ - بوسه گاه جان ما آخر لب پیمانه است

بوسه گاه جان ما آخر لب پیمانه است
خاک ما چون درد می در گوشه میخانه است ۱

جوش دل می آورد ما خاکساران را به وجد
مطرب ما چون خم می از درون خانه است ۲

زاهدان را غافل از حق کرد اوصاف بهشت
چشم بند کودکان شیرینی افسانه است ۳

پامنه بیرون ز حد خود، سعادتمند باش
نیست کمتر از هما تا جغد در ویرانه است ۴

وادی مجنون ندارد سخت جانی همچو من
سنگ طفلان پنبه داغ من دیوانه است ۵

فیض بردن در رکاب نعمت آوردن بود
چون فضول افتاد مهمان، مفت صاحبخانه است ۶

پرده غفلت مبادا چشم بند هیچ کس!
در قفس هم مرغ ما در فکر آب و دانه است ۷

کم به دست آید، طلب هر چند روز افزون بود
آشنا در عهد ما چون معنی بیگانه است ۸

حسن خون عالمی می ریزد از بالای عشق
ذوالفقار شمع از بال و پر پروانه است ۹

خویش را بشناس تا در مغز داری نور عقل
پی به گنج خود ببر تا ماه در ویرانه است ۱۰

از بساط آفرینش، دیده بیدار را
هر چه غیر از خاک باشد بستر بیگانه است ۱۱

نیست غیر از چار دیوار وجود آدمی
آن که هم مارست و هم گنج است و هم ویرانه است ۱۲

شعله نتوانست پیچیدن سیاوش را عنان
شهپر توفیق صائب همت مردانه است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۷۸ - این که روزی بی تردد می رسد افسانه است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۰ - گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.