هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، جنون، ناامیدی، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. شاعر از احساس بی‌ثباتی زندگی، دوری از معشوق، و رنج‌های ناشی از علایق دنیوی می‌نویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند وحدت وجود و گذرایی دنیا دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج‌های عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۳۷۲ - چون قلم مد حیات من به قیل وقال رفت

چون قلم مد حیات من به قیل وقال رفت
هستی بی مغز من در وصف خط وخال رفت ۱

حلقه دیگر به زنجیر جنون من فزود
ساق سیمین تو تا در هاله خلخال رفت ۲

بال و پر در بزم وحدت پرده بیگانگی است
از میان عاشقان پروانه فارغبال رفت ۳

بر مگس هرگز نرفت از دامگاه عنکبوت
بر دل من این ستم کز رشته آمال رفت ۴

می کند خار علایق کاهلان را میخ دوز
وقت آن کس خوش کز این وادی به استعجال رفت ۵

تنگ چشمی بس که در دوران ما گردید عام
آب نتواند برون از چشمه غربال رفت ۶

در بساط من نخواهد جز کف افسوس ماند
باقی عمرم اگر خواهد به این منوال رفت ۷

چون سکندر زنگ نومیدی گرفت آیینه اش
هر که در ظلمت به نور اختر اقبال رفت ۸

گر ثبات عالم صورت به این آیین بود
خواهد از آیینه تصویر هم تمثال رفت ۹

آه کز عارض، سیاهیهای موم من تمام
از سیه کاری به خرج نامه اعمال رفت ۱۰

دل ز خال زیر زلف او گرفتن مشکل است
در شب تاریک نتوان دزد را دنبال رفت ۱۱

از لب اظهار می گردد سبک درد گران
از بدن بیرون تب سوزان به یک تبخال رفت ۱۲

این جواب آن غزل صائب که می گوید وحید
بود با یوسف دل یعقوب فارغبال رفت ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۱ - آنچه از خط یار را بر غنچه مستور رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۳ - هر که عبرت حاصل از اوضاع دنیا کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.