هوش مصنوعی: این متن شعری است که بر اساس مفاهیم عرفانی و فلسفی، به موضوعاتی مانند گذرایی دنیا، رهایی از تعلقات، عبرت‌گیری از اوضاع جهان، و اهمیت حرکت و پرواز روح اشاره دارد. شاعر از مثال‌هایی مانند یوسف، صبح، شبنم، و موج سراب استفاده می‌کند تا مفاهیم عمیق را به تصویر بکشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۳۷۳ - هر که عبرت حاصل از اوضاع دنیا کرد و رفت

هر که عبرت حاصل از اوضاع دنیا کرد و رفت
یوسف خود را درین بازار پیدا کرد و رفت ۱

توده خاکستر گردون مقام عیش نیست
همچو صبح آیینه را باید مصفا کرد و رفت ۲

در قفس برگ اقامت ساختن بی حاصل است
شهپر پرواز می باید مهیا کرد و رفت ۳

در جهان رنگ و بو ماندن نه از روشندلی است
یک نظر شبنم گلستان را تماشا کرد و رفت ۴

در محیط آفرینش از حبابی کم مباش
کز نظر وا کردنی دل را به دریا کرد و رفت ۵

در شکست آرزو زنهار کوتاهی مکن
تا توانی خاروخس در چشم دنیا کرد رفت ۶

فقر گنج سر به مهر حق، جهان ویرانه است
احتیاج خود نمی باید هویدا کرد و رفت ۷

هر که دل از دست داد و عشوه دنیا خرید
یوسف خود را به سیم قلب سودا کرد و رفت ۸

هر که چون طفلان به فکر خانه آرایی فتاد
محضر غفلت به دست خویش انشا کرد و رفت ۹

از کشاکش مرغ روح خویش را آزاد کرد
هر که زنار علایق ازمیان وا کرد و رفت ۱۰

هر که نم بیرون نداد از بخل چون موج سراب
جلوه خشکی درین دامان صحرا کرد و رفت ۱۱

روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار
روزنی زین خانه تاریک پیدا کرد و رفت ۱۲

هر که چون موج سراب آمد به این وحشت سرا
صائب از طول امل طوماری انشا کرد و رفت ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۷۲ - چون قلم مد حیات من به قیل وقال رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷۴ - بوی زلف او حواسم را پریشان کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.