هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به بیان درد عشق، تنهایی، و رنج‌های روحی می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی سوزاننده و گاه بیرحم یاد می‌کند که باعث رسوایی و رنج می‌شود. همچنین، مفاهیمی مانند صبر، شیدایی، و تنهایی در این شعر به چشم می‌خورند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استعاره‌های پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۴۳۵ - لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماست

لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماست
دیدن سوختگان سرمه بینایی ماست ۱

شد تهی دامن صحرای ملامت از سنگ
عشق بیرحم همان در پی رسوایی ماست ۲

چشم دیوانه نگاهان ادب آموز شده است
این چه شرم است که با لیلی صحرایی ماست ۳

خار در دیده ارباب هوس می شکند
ورنه خط جوهر آیینه بینایی ماست ۴

کوهکن کیست که با ما طرف بحث شود؟
بیستون سنگ کم پله رسوایی ماست ۵

نوبر شکوه نکرد از دل آزرده ما
دل بیرحم فلک داغ شکیبایی ماست ۶

شوخ چشمی که کند زیر و زبر عالم را
نقش دیوار پریخانه تنهایی ماست ۷

بوی گل را نتوان در گره شبنم بست
چشم خونبار، کباب دل هر جایی ماست ۸

می گشاید رگ الماس به مژگان صائب
شوخ چشمی که نهان در دل شیدایی ماست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۳۴ - عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳۶ - آن که از بال هما افسر دولت می خواست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.