هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عناصر طبیعت مانند گل، آفتاب، باده، و سرو استفاده می‌کند تا احساسات شاعرانه و عاشقانه را بیان کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند حسرت، حرص، و توبه دارد. شاعر از تصاویر زیبا و نمادین برای انتقال احساسات خود بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و نمادین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند باده و توبه ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشند.

غزل ۱۵۵۰ - از دل خم می گلرنگ به جام آمده است

از دل خم می گلرنگ به جام آمده است
آفتاب عجبی بر لب بام آمده است ۱

باده در سلسله تاک ندارد آرام
لب میگون تو تا بر لب جام آمده است ۲

سرو چون سبزه خوابیده زمین گیر شده است
قدر رعنای که دیگر به خرام آمده است؟ ۳

اشک حسرت شده در ساغر خضر آب حیات
تا دگر تیغ که بیرون ز نیام آمده است؟ ۴

هاله از غیرت من حلقه ماتم شده است
تا به دلجوییم آن ماه تمام آمده است ۵

از سیاهی چه خیال است برآید داغش
هر عقیقی که گرفتار به نام آمده است ۶

ای بسا خام که بسیار به از پخته بود
عیب عنبر نتوان کرد که خام آمده است ۷

می کند جوش گل و ناله بلبل فریاد
که ز می توبه درین فصل حرام آمده است ۸

سیری از حرص مدارید توقع زنهار
که تهی چشم تر از حلقه دام آمده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۴۹ - از تب رشک تو خورشید هلالی شده است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۱ - خط به گرد رخ آن سیم ذقن آمده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.