هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر در مواجهه با طبیعت، عشق و دردهای درونی است. او از زایندهرود، چمن و گلها سخن میگوید، اما در عین حال از درد عشق و ناپایداری زندگی نیز مینالد. شاعر به مفاهیمی مانند هشیاری، مستی، عشق و رنج اشاره میکند و در نهایت به دنبال آرامش و صلح درونی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند و ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشند.
غزل ۱۶۷۵ - درین دو هفته که زاینده رود سرشارست
درین دو هفته که زاینده رود سرشارست
پلی است آن طرف آب، هر که هشیارست ۱
چسان ز سیر چمن خاطرم گشاده شود؟
که بوی گل به دماغ ضعیف من بارست ۲
دل آرمیده بود تا شمرده است نفس
چمن صحیح بود تا نسیم بیمارست ۳
عرق ز روی تو آتش به زیر پا دارد
عجب نباشد اگر همچو اشک، سیارست ۴
به خارخار هوس دامن تو در گروست
وگرنه بادیه عشق بی خس و خارست ۵
به وصل دلبر کنعان رسیدن آسان نیست
متاع این سفر از چشم همچو دستارست ۶
ز درد خویش ندارم خبر، همین دانم
که هر چه جز دل خود می خورم زیانکارست ۷
جهان به مجلس مستان بیخرد ماند
که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست ۸
به مجمعی که فتادی بساز با یاران
که در نماز جماعت شتاب بیکارست ۹
مخور فریب مسیحا و چاره سازی او
که شربت دل بیمار، چشم بیمارست ۱۰
نظر به کعبه و بتخانه نیست عاشق را
که طفل، شوخ چو افتاد خانه بیزارست ۱۱
به طبع تازه صائب فسردگی مرساد!
که در بهار و خزان خامه اش گهربارست ۱۲
پلی است آن طرف آب، هر که هشیارست ۱
چسان ز سیر چمن خاطرم گشاده شود؟
که بوی گل به دماغ ضعیف من بارست ۲
دل آرمیده بود تا شمرده است نفس
چمن صحیح بود تا نسیم بیمارست ۳
عرق ز روی تو آتش به زیر پا دارد
عجب نباشد اگر همچو اشک، سیارست ۴
به خارخار هوس دامن تو در گروست
وگرنه بادیه عشق بی خس و خارست ۵
به وصل دلبر کنعان رسیدن آسان نیست
متاع این سفر از چشم همچو دستارست ۶
ز درد خویش ندارم خبر، همین دانم
که هر چه جز دل خود می خورم زیانکارست ۷
جهان به مجلس مستان بیخرد ماند
که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست ۸
به مجمعی که فتادی بساز با یاران
که در نماز جماعت شتاب بیکارست ۹
مخور فریب مسیحا و چاره سازی او
که شربت دل بیمار، چشم بیمارست ۱۰
نظر به کعبه و بتخانه نیست عاشق را
که طفل، شوخ چو افتاد خانه بیزارست ۱۱
به طبع تازه صائب فسردگی مرساد!
که در بهار و خزان خامه اش گهربارست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۱۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۷۴ - خوشا سری که ز تدبیر عقل نومیدست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷۶ - ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.