هوش مصنوعی: شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و شیفتگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی تماشای خط یار و ذکر خاطراتش برای او کافی است. او از عشق بی‌قید و شرط، صبر و انتظار، و عبرت‌گیری از روزگار می‌گوید و نشان می‌دهد که به هیچ ناز و نعمتی جز عشق نیاز ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تجربه زندگی دارند.

غزل ۱۶۹۰ - مرا ز دور تماشای خط یار بس است

مرا ز دور تماشای خط یار بس است
که برگ عیش جنون، بویی از بهار بس است ۱

ز حسن، دعوی خون نیست شیوه عاشق
که خونبهای حنا، پای بوس یار بس است ۲

نظر به ناز و نعیم وصال نیست مرا
که مزدکار من از عشق، ذوق کار بس است ۳

مرا ملاحظه از ترکتاز گردون نیست
که خاکساری من، گرد من حصار بس است ۴

قدم به کلبه من رنجه گو نسازد یار
مرا ز وعده او، ذوق انتظار بس است ۵

شکار اگر چه درین پهن دشت بسیارست
مرا گرفتن عبرت ز روزگار بس است ۶

برای زیر و زبر کردن بنای شکیب
سبک عنانی آن زلف تابدار بس است ۷

لوای همت عالی ز نه سپهر گذشت
پی شکستن این قلب، یک سوار بس است ۸

درین بساط، من تیره بخت را صائب
چو داغ لاله ز خون جگر حصار بس است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۸۹ - به دام خلق مقید شدن گل هوس است
گوهر بعدی:غزل ۱۶۹۱ - منم که دام بلایم رهایی قفس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.