هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او از جدایی و درد ناشی از آن شکایت میکند و از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود. شاعر معشوق را به عنوان منبع نور و روشنایی، دفع کننده بلا و همدم روح توصیف میکند. در نهایت، شاعر از نالههای خود به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت الهی یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۷۶۶ - ای بیتو محال جان فزایی
ای بیتو مُحالْ جانْ فَزایی
وِیْ در دل و جانِ ما، کجایی؟ ۱
گَر نیم شبی زنان و گویان
سَرمَست زِ کویِ ما دَرآیی ۲
جان پیش کَشیم و جان چه باشد؟
آخِر نه تو جانِ جانِ مایی؟ ۳
در بامِ فَلَک دَراُفتَد آتش
گَر بر سَرِ بامِ خود بَرآیی ۴
با رویِ تو کیست قُرصِ خورشید؟
تا لاف زَنَد زِ روشنایی ۵
هم چَشمی و هم چراغْ ما را
هم دَفْعِ بَلا و هم بَلایی ۶
در دیدهٔ ناامید هر دَم
ای دیدهٔ دلْ چه مینِمایی؟ ۷
ای بُلبُلِ مَست از فَغانَت
میآید بویِ آشنایی ۸
مینال، که ناله مَرهَم آمد
بر زَخمِ جِراحَتِ جُدایی ۹
تا کشف شود زِ نالهٔ تو
چیزی زِ حقیقتِ خدایی ۱۰
وِیْ در دل و جانِ ما، کجایی؟ ۱
گَر نیم شبی زنان و گویان
سَرمَست زِ کویِ ما دَرآیی ۲
جان پیش کَشیم و جان چه باشد؟
آخِر نه تو جانِ جانِ مایی؟ ۳
در بامِ فَلَک دَراُفتَد آتش
گَر بر سَرِ بامِ خود بَرآیی ۴
با رویِ تو کیست قُرصِ خورشید؟
تا لاف زَنَد زِ روشنایی ۵
هم چَشمی و هم چراغْ ما را
هم دَفْعِ بَلا و هم بَلایی ۶
در دیدهٔ ناامید هر دَم
ای دیدهٔ دلْ چه مینِمایی؟ ۷
ای بُلبُلِ مَست از فَغانَت
میآید بویِ آشنایی ۸
مینال، که ناله مَرهَم آمد
بر زَخمِ جِراحَتِ جُدایی ۹
تا کشف شود زِ نالهٔ تو
چیزی زِ حقیقتِ خدایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۶۵ - آن شمع چو شد طرب فزایی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۶۷ - گر یار لطیف و باوفایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.