هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، شوق و بیقراری عاشق را برای رسیدن به معشوق (که می‌تواند انسان یا خداوند باشد) بیان می‌کند. شاعر از غلط‌اندازهای راه، فریب‌های معشوق، و ناتوانی خود در رسیدن به آرامش می‌گوید، اما با این وجود، عشق او را به سوی معشوق می‌کشاند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۱۷۹۰ - هزار بار درآیم اگر به خانه دوست

هزار بار درآیم اگر به خانه دوست
به کوچه غلط اندازدم بهانه دوست ۱

چنین که شوق مرا بیقرار ساخته است
عجب که دل بنشیند مرا به خانه دوست ۲

فسانه ای است که افسانه خواب می آرد
به چشم خواب نمک می زند فسانه دوست ۳

ز باده طبع ستم دوست مهربان نشود
ز آب، رنگ نبازد گل بهانه دوست ۴

فغان که شرم محبت امان نداد مرا
که بوسه ای بربایم ز آستانه دوست ۵

به خال، چشم سیه ساختم ندانستم
که دام مکر نهفته است زیر دانه دوست ۶

تلاش بیهده ای می کند سر خورشید
فتاده است بلند، آستان خانه دوست ۷

به صبر خویش مکن تکیه از غرور که طور
سپندوار به رقص آمد از ترانه دوست ۸

به چشم همت سرشار چون دو دست تهی است
متاع هر دو جهان در قمارخانه دوست ۹

مرا به خاک در دوست آشنایی نیست
به آشنایی دل می روم به خانه دوست ۱۰

ز شغل عشق چه اندیشه می کنی صائب؟
خمار صبح ندارد می شبانه دوست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۸۹ - مپوش چشم ز رخسار همچو جنت دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹۱ - ز عشق در اگر نور آشنایی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.