هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، امید، رهایی، و روشنایی در تاریکی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان منبع نور و آشنایی یاد میکند و بیان میدارد که حتی در تاریکیترین لحظات نیز امید به روشنایی وجود دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند قناعت، سادگی، و رهایی از قید و بندهای فکری اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۷۹۱ - ز عشق در اگر نور آشنایی هست
ز عشق در اگر نور آشنایی هست
به زیر خاک هم امید روشنایی هست ۱
حریم وصل محال است بی قریب بود
که هر کجا که بود عید، روستایی هست ۲
چه گل ز دیدن صیاد می توانی چید؟
ترا که در قفس اندیشه رهایی هست ۳
ز داغ عشق مکش سر، که خانه دل را
به قدر روزنه داغ، روشنایی هست ۴
عنایتی است که بند قبا گشایی خود
وگرنه دست مرا در گرهگشایی هست ۵
همین زیادتی زلف و خط و خال بود
میانه تو و خورشید اگر جدایی هست ۶
چه نعمتی است که تن پروران نمی دانند
که عیش روی زمین در برهنه پایی هست ۷
شکستگی نشود در وجود پا بر جای
در آن دیار که امید مومیایی هست ۸
ببر ز هر دو جهان چون مجردان صائب
اگر به عشق ترا ذوق آشنایی هست ۹
به زیر خاک هم امید روشنایی هست ۱
حریم وصل محال است بی قریب بود
که هر کجا که بود عید، روستایی هست ۲
چه گل ز دیدن صیاد می توانی چید؟
ترا که در قفس اندیشه رهایی هست ۳
ز داغ عشق مکش سر، که خانه دل را
به قدر روزنه داغ، روشنایی هست ۴
عنایتی است که بند قبا گشایی خود
وگرنه دست مرا در گرهگشایی هست ۵
همین زیادتی زلف و خط و خال بود
میانه تو و خورشید اگر جدایی هست ۶
چه نعمتی است که تن پروران نمی دانند
که عیش روی زمین در برهنه پایی هست ۷
شکستگی نشود در وجود پا بر جای
در آن دیار که امید مومیایی هست ۸
ببر ز هر دو جهان چون مجردان صائب
اگر به عشق ترا ذوق آشنایی هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹۰ - هزار بار درآیم اگر به خانه دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹۲ - اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.