هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر نارضایتی شاعر از شرایط جهان و ناتوانی در یافتن آرامش است. او از بی‌توجهی به عشق، ناامیدی، و سختی‌های زندگی می‌گوید و اشاره می‌کند که حتی طبیعت و عناصر اطرافش نیز با او همدردی ندارند. در نهایت، شاعر با اشاره به نامه‌ای از صلح، از ناامیدی و درد درونی خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همراه با مضامین غم‌انگیز و ناامیدی، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و استعاری نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتر زندگی دارند.

غزل ۱۸۰۸ - اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست

اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
که تنگنای جهان جای دل تپیدن نیست ۱

ز بی غمی نبود رنگ روی من بر جای
ز ضعف، رنگ مرا قوت پریدن نیست ۲

ز دست آینه شد موی سبز و گشت سفید
هنوز دانه امید را دمیدن نیست ۳

قدم به خار و گل راه عشق یکسان نه
که رهزنی بتر از پیش پای دیدن نیست ۴

سخن به خاک نیفتد ز طعن بدگهران
که آبروی گهر را غم چکیدن نیست ۵

تپیدن دل سیاره می کند فریاد
که این شکسته بنا، جای آرمیدن نیست ۶

نفس برای رمیدن ذخیره می سازد
وگرنه شیوه آن شوخ آرمیدن نیست ۷

به روی من چمن آرا عبث دری بسته است
مرا چو پای گرانخواب، دست چیدن نیست ۸

ز نامه صلح به طومار آه کن صائب
که نامه الف آه را دریدن نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۰۷ - فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰۹ - زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.