هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند گذر زمان، عشق، زیبایی، و ناپایداری زندگی می‌پردازد. شاعر با اشاره به طبیعت (لاله، ژاله، بهار) و مفاهیم عرفانی (روح، دل، جان)، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب سنین بالاتر است.

غزل ۱۸۳۱ - کنون که از کمر کوه موج لاله گذشت

کنون که از کمر کوه موج لاله گذشت
بیار کشتی می، نوبت پیاله گذشت ۱

ز شیشه خانه دل، چهره عرقناکش
چنان گذشت که بر لاله زار ژاله گذشت ۲

چنان ز حسن تو شد کار تنگ بر خوبان
که دور خوبی مه در حصار هاله گذشت ۳

درین محیط پر از خون، بهار عمر، مرا
به جمع کردن دامن چو داغ لاله گذشت ۴

من آن حریف تنک روزیم که چون مه عید
تمام دور نشاطم به یک پیاله گذشت ۵

می دو ساله دم روح پروری دارد
که می توان ز صلاح هزارساله گذشت ۶

نشد ز نسخه دل نقطه ای مرا معلوم
اگر چه عمر به تصحیح این رساله گذشت ۷

ز پیچ و تاب رگ جان خبر رسید به من
اگر نسیم بر آن عنبرین کلاله گذشت ۸

سیاهی از سر داغش نرفت، پنداری
که تیره بختی ما در ضمیر لاله گذشت ۹

گداخت از ورق لاله، دیده ام صائب
کدام سوخته یارب براین رساله گذشت؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۳۰ - خوش آن که چون گل ازین گلستان دمید و گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳۲ - ز بوی زلف تو باغ آنچنان معطر گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.