هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند باد صبا، صبح، آفتاب، گل و شراب برای بیان احساسات عمیق عشق و اشتیاق استفاده میکند. شاعر از عشق، امید، رحمت و ندامت سخن میگوید و از مفاهیمی مانند سوختن در عشق، اضطراب و آرامش نام میبرد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۴۴ - سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت
سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت
دو دست صبح به روی خود آفتاب گرفت ۱
ز فیض حسن تو عالم آنچنان سیراب
که می توان ز گل کاغذی گلاب گرفت ۲
ز عشق بس که مهیای سوختن گشتم
به دامن ترم آتش ز ماهتاب گرفت ۳
یکی هزار شد امید، خاکساران را
ز بوسه ای که لب بام از آفتاب گرفت ۴
قرار نامه سیاهی به خویش هر کس داد
چو لاله، داد دل خویش از شراب گرفت ۵
دل سیاه مرا رهنمای رحمت شد
چو سیل دامن دریا به اضطراب گرفت ۶
مگر به اشک ندامت سفید نامه شود
رخی که رنگ ز گلگونه شراب گرفت ۷
من از ثبات قدم ناامید چون باشم؟
که سنگ، باده لعلی ز آفتاب گرفت ۸
عبیر رحمت فردوس، رزق سوخته ای است
که رخت خوش به دود دل کباب گرفت ۹
به وصل دولت بیدار کی رسی، هیهات
ترا که آینه چشم، زنگ خواب گرفت ۱۰
ز عدل عشق ندارم شکایتی صائب
اگر چه گنج خراج من از خراب گرفت ۱۱
دو دست صبح به روی خود آفتاب گرفت ۱
ز فیض حسن تو عالم آنچنان سیراب
که می توان ز گل کاغذی گلاب گرفت ۲
ز عشق بس که مهیای سوختن گشتم
به دامن ترم آتش ز ماهتاب گرفت ۳
یکی هزار شد امید، خاکساران را
ز بوسه ای که لب بام از آفتاب گرفت ۴
قرار نامه سیاهی به خویش هر کس داد
چو لاله، داد دل خویش از شراب گرفت ۵
دل سیاه مرا رهنمای رحمت شد
چو سیل دامن دریا به اضطراب گرفت ۶
مگر به اشک ندامت سفید نامه شود
رخی که رنگ ز گلگونه شراب گرفت ۷
من از ثبات قدم ناامید چون باشم؟
که سنگ، باده لعلی ز آفتاب گرفت ۸
عبیر رحمت فردوس، رزق سوخته ای است
که رخت خوش به دود دل کباب گرفت ۹
به وصل دولت بیدار کی رسی، هیهات
ترا که آینه چشم، زنگ خواب گرفت ۱۰
ز عدل عشق ندارم شکایتی صائب
اگر چه گنج خراج من از خراب گرفت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۳ - به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴۵ - زمانه را گل روی تو در بهار گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.