هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند عشق، طبیعت، رنج، انتظار و مبارزه با دشمنان می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و معشوق سخن می‌گوید، اما در عین حال از رنج‌ها و دشواری‌های زندگی نیز یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعاتی مانند مبارزه و رنج اشاره دارند که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۸۴۵ - زمانه را گل روی تو در بهار گرفت

زمانه را گل روی تو در بهار گرفت
بهشت را خط سبز تو در کنار گرفت ۱

کمین دشمن دانا بلای ناگاه است
جنون عنان مرا وقت نوبهار گرفت ۲

هوای گلشن فردوس بی غبار بود
چگونه سیب زنخدان او غبار گرفت؟ ۳

تو تا برآمدی از خانه مست و تیغ به دست
به هر دو دست سر خویش روزگارگرفت ۴

قدم به خاک شهیدان عجب که رنجه کنی
چنین که پای ترا ناز در نگار گرفت ۵

سفید گشتن چشم است صبح امیدش
ترا کسی که سر راه انتظار گرفت ۶

عنان حسن گرفتن به خط میسر نیست
چگونه گرد تواند ره سواری گرفت؟ ۷

مرا ز سنگ ملامت چو کوهکن غم نیست
که جان سخت مرا بیستون عیار گرفت ۸

به چشم وحشت من صیقل است ناخن شیر
ز بس که آینه ام خوی با غبار گرفت ۹

به روی آب بود نقش بر جناح سفر
قرار چون خط مشکین بر آن عذار گرفت؟ ۱۰

کراست زهره شود سنگ راه من صائب؟
چنین که شوق ز دست من اختیار گرفت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۴ - سحر که باد صبا از رخش نقاب گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴۶ - ز روی گرم تو خورشید حشر نور گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.