هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر دوام و پایداری عشق و احساسات انسانی علی‌رغم گذر زمان و تغییرات است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق حقیقی و مجازی، گذشت زمان، و پاکی درونی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۸۵۶ - دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست

دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
برچیده گشت مهره و بازی همان بجاست ۱

روز قیامت و شب هجران به سر رسید
وین راه را چو زلف درازی همان بجاست ۲

سودی نداد سلسله پردازی جنون
کز نقش پای، سلسله سازی همان بجاست ۳

صد بار اگر چو ماه، مرا چرخ بشکند
خورشید را شکسته نوازی همان بجاست ۴

هر چند سوخت عشق حقیقی دل مرا
دلبستگی به عشق مجازی همان بجاست ۵

در ابر خط نهفته نشد آفتاب تو
روی ترا نظاره گدازی همان بجاست ۶

هر چند حسن را ز ستم توبه داد خط
در چشم یار عربده سازی همان بجاست ۷

آلوده شد ز لوث ریا دامن زمین
پاکی خرقه های نمازی همان بجاست ۸

صائب چو شانه گر چه مرا دست خشک شد
با زلف یار دست درازی همان بجاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۵ - شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۷ - خط سر زد و تغافل او همچنان بجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.