هوش مصنوعی:
این متن شعری از صائب تبریزی است که به مضامینی مانند خاموشی برتر از ادعا، عشق و صبر، ناامیدی از جهان، و زیباییهای طبیعت میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، مفاهیم عرفانی و فلسفی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۸۸۱ - در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست
در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست
دست بلند، حجت عجز شناورست ۱
رنگین ز پیچ و تاب شود چهره سخن
از خون نصیب تیغ به مقدار جوهرست ۲
مهر از جهان ببر که غذای لطیف او
خونی است در لباس، اگر شیر مادرست ۳
صبر گران رکاب نیاید به کار عشق
در بحر بیکنار چه حاجت به لنگرست؟ ۴
بر دل غبار کلفت ایام بار نیست
گوهر میان گرد یتیمی نکوترست ۵
از عالم جهات، امید نجات نیست
بیچاره مهره ای که گرفتار ششدرست ۶
دل جلوه گاه حسن به اقبال عشق شد
آیینه روشناس جهان از سکندرست ۷
زان جلوه ها که سرو تو در کار باغ کرد
طوق گلوی فاختگان خط ساغرست ۸
سرچشمه ای که خضر ازو چشم آب داد
در زیر دامن خط سبز تو مضمرست ۹
صائب ز خاک چاشنی قند می برد
موری که محو حسن گلوسوز شکرست ۱۰
دست بلند، حجت عجز شناورست ۱
رنگین ز پیچ و تاب شود چهره سخن
از خون نصیب تیغ به مقدار جوهرست ۲
مهر از جهان ببر که غذای لطیف او
خونی است در لباس، اگر شیر مادرست ۳
صبر گران رکاب نیاید به کار عشق
در بحر بیکنار چه حاجت به لنگرست؟ ۴
بر دل غبار کلفت ایام بار نیست
گوهر میان گرد یتیمی نکوترست ۵
از عالم جهات، امید نجات نیست
بیچاره مهره ای که گرفتار ششدرست ۶
دل جلوه گاه حسن به اقبال عشق شد
آیینه روشناس جهان از سکندرست ۷
زان جلوه ها که سرو تو در کار باغ کرد
طوق گلوی فاختگان خط ساغرست ۸
سرچشمه ای که خضر ازو چشم آب داد
در زیر دامن خط سبز تو مضمرست ۹
صائب ز خاک چاشنی قند می برد
موری که محو حسن گلوسوز شکرست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸۰ - دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸۲ - خال لب تو داغ دل آب کوثرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.