هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، صبر و قناعت است. شاعر از طبیعت و عناصر آن مانند شبنم، گلستان و دریا برای بیان احساسات خود استفاده میکند. او به جایگاه خود در برابر معشوق و جهان اطراف اشاره میکند و از صبر و قناعت به عنوان فضیلتهای مهم یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۹۰۲ - رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است
رخساره ترا ز عرق دیده بان بس است
شبنم برای تازگی گلستان بس است ۱
حال مرا زبان نکند گر بیان درست
رنگ شکسته، درد مرا ترجمان بس است ۲
فرصت کجاست فکر عمارت کند کسی؟
از خارخار سینه مرا آشیان بس است ۳
تشریف قرب در خور این خاکسار نیست
ما را ز دور سجده این آستان بس است ۴
رخساره ترا به نقاب احتیاج نیست
آیینه را فروغ خود آیینه دان بس است ۵
با کجروان اگر نکنی راستی بجاست
با راست خانگان کجی ای آسمان بس است ۶
چون کودکان به چیدن گل نیست چشم ما
ما را رخ گشاده ای از باغبان بس است ۷
طبل رحیل، قافله ای افکند به راه
یک نغمه سنج در همه بوستان بس است ۸
دریا اگر ز آب مروت شود سراب
ما را عقیق صبر به زیر زبان بس است ۹
آزادگان به راحله خود سفر کنند
تخت روان موج ز ریگ روان بس است ۱۰
زخمی که خشک بند توان کرد نعمتی است
چشم مرا غباری ازین کاروان بس است ۱۱
صائب اگر ز همنفسان همدمی نماند
کلک سخن طراز، مرا همزبان بس است ۱۲
شبنم برای تازگی گلستان بس است ۱
حال مرا زبان نکند گر بیان درست
رنگ شکسته، درد مرا ترجمان بس است ۲
فرصت کجاست فکر عمارت کند کسی؟
از خارخار سینه مرا آشیان بس است ۳
تشریف قرب در خور این خاکسار نیست
ما را ز دور سجده این آستان بس است ۴
رخساره ترا به نقاب احتیاج نیست
آیینه را فروغ خود آیینه دان بس است ۵
با کجروان اگر نکنی راستی بجاست
با راست خانگان کجی ای آسمان بس است ۶
چون کودکان به چیدن گل نیست چشم ما
ما را رخ گشاده ای از باغبان بس است ۷
طبل رحیل، قافله ای افکند به راه
یک نغمه سنج در همه بوستان بس است ۸
دریا اگر ز آب مروت شود سراب
ما را عقیق صبر به زیر زبان بس است ۹
آزادگان به راحله خود سفر کنند
تخت روان موج ز ریگ روان بس است ۱۰
زخمی که خشک بند توان کرد نعمتی است
چشم مرا غباری ازین کاروان بس است ۱۱
صائب اگر ز همنفسان همدمی نماند
کلک سخن طراز، مرا همزبان بس است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۰۱ - خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۰۳ - صبح امید من نفس سرد من بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.