هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، بیداری روح، صبر و قناعت، و نقد دنیای مادی میپردازد. شاعر از نمادهایی مانند آیینه، نفس، لیلی و مجنون، و خورشید استفاده میکند تا مفاهیم عمیق عرفانی و انسانی را بیان کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۱۱۳ - آیینه خورشید دل بی هوس ماست
آیینه خورشید دل بی هوس ماست
بیداری آفاق چو صبح از نفس ماست ۱
هر چند نفس آینه را تار نماید
روشنگر آیینه دلها نفس ماست ۲
لیلی که گران است بر او ناله مجنون
از حلقه به گوشان نوای جرس ماست ۳
چون شاخ پر از گل ز سر خویش گذشتن
با چهره خندان، ثمر پیشرس ماست ۴
گرگی که کشیده است به خون شیردلان را
امروز به صد خواری سگ، در مرس ماست ۵
تا هست بجا رشته ای از خرقه هستی
هر خار درین دامن صحرا عسس ماست ۶
هر چند چو نی هستی ما قالب خشکی است
بیداری این مرده دلان از نفس ماست ۷
دود از جگر طور به یک جلوه برآرد
این برق جهانسوز که در خار و خس ماست ۸
امروز حریصی که به اقبال قناعت
در ناخن شکر شکند نی، مگس ماست ۹
آن زنده دلانیم که دلهای گرانخواب
آسوده به امید صدای جرس ماست ۱۰
هست از می گلرنگ بهار طرب ما
هر جا که بود زاهد خشکی قفس ماست ۱۱
زنار رگ خامی ما چون رگ سنگ است
خورشید کباب ثمر دیررس ماست ۱۲
از بی ادبی نعمت آن حسن خداداد
درمانده تدبیر دل بوالهوس ماست ۱۳
صائب صله ای چشم نداریم ز خوبان
انصافی ازین سنگدلان ملتمس ماست ۱۴
بیداری آفاق چو صبح از نفس ماست ۱
هر چند نفس آینه را تار نماید
روشنگر آیینه دلها نفس ماست ۲
لیلی که گران است بر او ناله مجنون
از حلقه به گوشان نوای جرس ماست ۳
چون شاخ پر از گل ز سر خویش گذشتن
با چهره خندان، ثمر پیشرس ماست ۴
گرگی که کشیده است به خون شیردلان را
امروز به صد خواری سگ، در مرس ماست ۵
تا هست بجا رشته ای از خرقه هستی
هر خار درین دامن صحرا عسس ماست ۶
هر چند چو نی هستی ما قالب خشکی است
بیداری این مرده دلان از نفس ماست ۷
دود از جگر طور به یک جلوه برآرد
این برق جهانسوز که در خار و خس ماست ۸
امروز حریصی که به اقبال قناعت
در ناخن شکر شکند نی، مگس ماست ۹
آن زنده دلانیم که دلهای گرانخواب
آسوده به امید صدای جرس ماست ۱۰
هست از می گلرنگ بهار طرب ما
هر جا که بود زاهد خشکی قفس ماست ۱۱
زنار رگ خامی ما چون رگ سنگ است
خورشید کباب ثمر دیررس ماست ۱۲
از بی ادبی نعمت آن حسن خداداد
درمانده تدبیر دل بوالهوس ماست ۱۳
صائب صله ای چشم نداریم ز خوبان
انصافی ازین سنگدلان ملتمس ماست ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۲ - مستوری حسن از نظر بوالهوس ماست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۴ - خمخانه افلاک تهی ساخته ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.