هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان دردها و رنجهای عشق و جدایی میپردازد. شاعر با پرسشهای مکرر از منشأ این دردها و رنجها، حس عمیق حسرت و اشتیاق را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۵۷ - یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟
یارب دل خون گشته ز مژگان که جسته است؟
این قطره گرم از دل سوزان که جسته است؟ ۱
شد پله میزان ز فروغش ید بیضا
این لعل گرامی ز رگ کان که جسته است؟ ۲
در دایره نه فلک آرام ندارد
این نقطه شوخ از خط فرمان که جسته است؟ ۳
آب از نظر خیره خورشید گشاید
این پرتو از آیینه رخشان که جسته است؟ ۴
دود از جگر خرمن افلاک برآرد
این برق ز ابر گهرافشان که جسته است؟ ۵
در گلشن خلدش نتوان داشت به زنجیر
این طایر وحشی ز گلستان که جسته است؟ ۶
در دامن ساحل نزد چنگ اقامت
این مشت خس از سیلی طوفان که جسته است؟ ۷
بر دامن صحرای قیامت ننشیند
این گرد سبکسیر ز جولان که جسته است؟ ۸
بی آینه بر سنگ زند راز دو عالم
این طوطی مست از شکرستان که جسته است؟ ۹
شد روی زمین از عرقش دامن گوهر
این یوسف شرمین ز شبستان که جسته است؟ ۱۰
خون از نفسش می چکد و زهر ز گفتار
این آبله از خار مغیلان که جسته است؟ ۱۱
بی زخم نمایان نبود یک سر مویش
این صید ز سر پنجه مژگان که جسته است؟ ۱۲
این چهره کاهی گل روی سبد کیست
این برگ خزان دیده ز بستان که جسته است؟ ۱۳
این شعله آه از جگر چاک که برخاست؟
این سرو خرامان ز خیابان که جسته است؟ ۱۴
دل رو به قفا می رود امروز دگر بار
از دام سر زلف پریشان که جسته است؟ ۱۵
صائب دگر امروز همه سوز و گدازی
آهی دگر از سینه سوزان که جسته است؟ ۱۶
این قطره گرم از دل سوزان که جسته است؟ ۱
شد پله میزان ز فروغش ید بیضا
این لعل گرامی ز رگ کان که جسته است؟ ۲
در دایره نه فلک آرام ندارد
این نقطه شوخ از خط فرمان که جسته است؟ ۳
آب از نظر خیره خورشید گشاید
این پرتو از آیینه رخشان که جسته است؟ ۴
دود از جگر خرمن افلاک برآرد
این برق ز ابر گهرافشان که جسته است؟ ۵
در گلشن خلدش نتوان داشت به زنجیر
این طایر وحشی ز گلستان که جسته است؟ ۶
در دامن ساحل نزد چنگ اقامت
این مشت خس از سیلی طوفان که جسته است؟ ۷
بر دامن صحرای قیامت ننشیند
این گرد سبکسیر ز جولان که جسته است؟ ۸
بی آینه بر سنگ زند راز دو عالم
این طوطی مست از شکرستان که جسته است؟ ۹
شد روی زمین از عرقش دامن گوهر
این یوسف شرمین ز شبستان که جسته است؟ ۱۰
خون از نفسش می چکد و زهر ز گفتار
این آبله از خار مغیلان که جسته است؟ ۱۱
بی زخم نمایان نبود یک سر مویش
این صید ز سر پنجه مژگان که جسته است؟ ۱۲
این چهره کاهی گل روی سبد کیست
این برگ خزان دیده ز بستان که جسته است؟ ۱۳
این شعله آه از جگر چاک که برخاست؟
این سرو خرامان ز خیابان که جسته است؟ ۱۴
دل رو به قفا می رود امروز دگر بار
از دام سر زلف پریشان که جسته است؟ ۱۵
صائب دگر امروز همه سوز و گدازی
آهی دگر از سینه سوزان که جسته است؟ ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵۶ - روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵۸ - در پرده شب هر که می ناب گرفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.