هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق بی‌پاسخ، تنهایی، و ناتوانی در رسیدن به معشوق سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند شیدایی، رسوایی، و صبر در عشق استفاده می‌کند. همچنین، شعر به مضامین فلسفی مانند ازل و ابد، و بینش عمیق شاعر نسبت به حقایق عالم اشاره دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۱۸۹ - بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست

بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست
آوازه حسن تو به رسوایی من نیست ۱

هر چند که حسن تو درین شهر غریب است
در عالم انصاف به تنهایی من نیست ۲

در دست فلاخن نکند سنگ اقامت
زلف تو حریف دل هر جایی من نیست ۳

چون کشتی طوفان زده آرام ندارم
هر چند که عاشق به شکیبایی من نیست ۴

در صبح ازل سیر کنم شام ابد را
کوته نظری پرده بینایی من نیست ۵

دستم رود از کار ز دامان تو دیدن
مژگان تو هر چند به گیرایی من نیست ۶

در چشم تو هر چند که چون خواب گرانم
رنگ رخ عاشق به سبکپایی من نیست ۷

ایام خزان گرمتر از فصل بهارم
واسوختگی سرمه گویایی من نیست ۸

دارم خبر از راز شرر در جگر سنگ
زنگار بر آیینه بینایی من نیست ۹

بی پرده تر از راز دل باده کشانم
صائب کسی امروز به رسوایی من نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۸۸ - منظور من آن موی میان است و میان نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹۰ - در موج پریشانی من فاصله ای نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.