هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به توصیف معشوق و ارتباط او با قیامت می‌پردازد. شاعر از زلف، چشم، خال، مژگان، ابرو، و دیگر اجزای صورت معشوق به عنوان نمادهایی از قیامت یاد می‌کند و عشق زمینی را با مفاهیم الهی پیوند می‌زند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قیامت و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۲۰۰ - ای زلف تو شیرازه دیوان قیامت

ای زلف تو شیرازه دیوان قیامت
هم سلسله، هم سلسله جنبان قیامت ۱

خاموشی و گفتار دهان تو دهد یاد
از بست و گشاد در دکان قیامت ۲

چشم تو سیه خانه صحرای تجلی
خال دهنت مهر نمکدان قیامت ۳

مژگان صف آرای تو همدوش صف حشر
ابروی تو هم پله میزان قیامت ۴

دامان قیامت بود آن زلف پریشان
روی تو چراغ ته دامان قیامت ۵

مانند در گوش تو شده تازه و سیراب
از صبح بناگوش تو ایمان قیامت ۶

وقت است که در دیده خفاش گریزد
از شرم تو خورشید درخشان قیامت ۷

شد صبح قیامت ز لب لعل تو پرشور
می خواست نمکدان چنین خوان قیامت ۸

چون جلوه کنی از دو جهان گرد برآید
بسته است به دامان تو دامان قیامت ۹

رسوایی معشوق نه جرمی است که بخشند
عاشق نبرد شکوه به دیوان قیامت ۱۰

از راه خطرناک تو ای کعبه امید
یک منزل کوتاه، بیابان قیامت ۱۱

صائب چه گشایی گره از طره دلدار؟
نگشوده کسی فال ز دیوان قیامت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۹۹ - از ناخن دخل آنچه به رخسار سخن رفت
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰۱ - قد تو کجا و قد رعنای قیامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.