خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از احساس تنهایی، درد و عشق خود میگوید و از یاری میخواهد که به فریادش برسد. او از طبیعت و عناصر آن مانند صحرا، سیل، دریا و کوه برای بیان احساساتش استفاده میکند. همچنین، از نالهها و آتش درونش سخن میگوید و امیدوار است که روزی فریادش شنیده شود.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۰۸ - من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟
من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟
آه صبح و گریه شبها به فریادم رسد ۱
دامن صحرا نبرد از چهره ام گرد ملال
می روم چون سیل تا دریا به فریادم رسد ۲
از سواد شهر خاکسترنشین شد اخگرم
کو جنون تا دامن صحرا به فریادم رسد ۳
کوه غم شد آب از فریاد عالمسوز من
کیست دیگر در دل شبها به فریادم رسد؟ ۴
جوش گل را گوش عاشق نغمه من مانده کرد
ناله بلبل کجا تنها به فریادم رسد ۵
می روم از خویش بیرون پایکوبان چون سپند
تا کجا آن آتشین سیما به فریادم رسد ۶
می توانم روز محشر شد شفیع عالمی
ناله امروز اگر فردا به فریادم رسد ۷
در بیابانی که از گم کرده راهان است خضر
چشم آن دارم که نقش پا به فریادم رسد ۸
تیزتر شد آتشم از نغمه خشک رباب
تن زنم تا قلقل مینا به فریادم رسد ۹
شعله آواز، صائب برق زنگار دل است
مطربی کو تا درین سودا به فریادم رسد؟ ۱۰
آه صبح و گریه شبها به فریادم رسد ۱
دامن صحرا نبرد از چهره ام گرد ملال
می روم چون سیل تا دریا به فریادم رسد ۲
از سواد شهر خاکسترنشین شد اخگرم
کو جنون تا دامن صحرا به فریادم رسد ۳
کوه غم شد آب از فریاد عالمسوز من
کیست دیگر در دل شبها به فریادم رسد؟ ۴
جوش گل را گوش عاشق نغمه من مانده کرد
ناله بلبل کجا تنها به فریادم رسد ۵
می روم از خویش بیرون پایکوبان چون سپند
تا کجا آن آتشین سیما به فریادم رسد ۶
می توانم روز محشر شد شفیع عالمی
ناله امروز اگر فردا به فریادم رسد ۷
در بیابانی که از گم کرده راهان است خضر
چشم آن دارم که نقش پا به فریادم رسد ۸
تیزتر شد آتشم از نغمه خشک رباب
تن زنم تا قلقل مینا به فریادم رسد ۹
شعله آواز، صائب برق زنگار دل است
مطربی کو تا درین سودا به فریادم رسد؟ ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۰۷ - خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰۹ - بی علایق چون شود سالک به منزل می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.