هوش مصنوعی: این شعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، حرص و آز، و حقیقت می‌پردازد. شاعر از خشکی دهان، تبخال، تنگدستی، و خاکستر به عنوان نمادهای رنج و سختی استفاده می‌کند، در حالی که عشق و حقیقت را به عنوان نیروهای متعالی و جان‌بخش توصیف می‌کند. همچنین، انتقادی از حرص و بی‌تفاوتی انسان‌ها در برابر حقایق زندگی وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی داشته باشند.

غزل ۲۵۰۳ - با دهان خشک هر کس خنده تر می زند

با دهان خشک هر کس خنده تر می زند
ساغر تبخاله اش پهلو به کوثر می زند ۱

سیر چشمان را نسازد تنگدستی دربدر
حلقه خود را از تهی چشمی به هر در می زند ۲

می کند خاکسترم در لامکان پرواز و شوق
همچنان بر آتشم دامان محشر می زند ۳

شد زسودا استخوان پهلوی من بس که خشک
گر کنم بستر زسنگ خاره مسطر می زند ۴

در زمان عقد دندان و لب جان بخش تو
در صدفها پیچ و تاب رشته گوهر می زند ۵

می فزاید حرص را نعمت که در دریای شهد
دست و پا مور حریص از بهر شکر می زند ۶

آن که گل بر سر زند، غافل که هنگام زدن
دست را با شاخ گل یکبار بر سر می زند ۷

چون علم در راستی هر کس سرآمد گشته است
بی محابا غوطه در دریای لشکر می زند ۸

هر که می گوید حدیث عشق با افسردگان
از تهی مغزی به خون مرده نشتر می زند ۹

گرچه صائب بستر و بالین من از آتش است
مرغ روح من زخامی همچنان پر می زند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۰۲ - در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰۴ - هر که دامن بر میان در چیدن گل می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.