هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و اندوه شاعر از بیعدالتیها و ناپایداریهای دنیاست. او از عشق نافرجام، ناامیدی از امیدهای واهی، و بیوفایی دنیا سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ارزش قناعت و درک زیباییهای سادهی زندگی دارد. در پایان، شاعر بر اهمیت گذاشتن اثر مثبت در زندگی تأکید میکند تا از گمنامی در امان بماند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با نگاه انتقادی به جامعه و بیان ناامیدیهای وجودی، برای درک و تحلیل نیاز به بلوغ فکری دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مضامین با مشکل مواجه شوند.
غزل ۲۹۳۳ - کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟
کجا پروای ما سرگشتگان آن مه جبین دارد؟
که خون صد چراغ مهر را در آستین دارد ۱
زجمعیت امید بی نیازی داشتم، غافل
که آنجا صاحب خرمن نظر بر خوشه چین دارد ۲
چه شیرینی است یارب با زمین پاک خرسندی
که هر نی را که می کاوی شکر در آستین دارد ۳
امید جان شیرین داشتم از لعل سیرابش
ندانستم که از خط زهر در زیر نگین دارد ۴
عدالت این تقاضا می کند کز خرمن قسمت
نیابد نان جو هر کس زبان گندمین دارد ۵
بهشت نقد می خواهی به نقد وقت قانع شو
که روز خوش نبیند هر که چشم دوربین دارد ۶
اگر عارف سفر از خود کند یک بار، می یابد
که دامان بهار عیش را صحرانشین دارد ۷
اثر بگذار تا ایمن شوی از مرگ گمنامی
که از آیینه اسکندر حصار آهنین دارد ۸
کدامین گوهر ارزنده افتاده است از دستش؟
که با صد چشم روشن آسمان رو بر زمین دارد ۹
ندیدم تا به خاک افتاده نور مهر را صائب
نشد روشن که چرخ بیوفا با مهرکین دارد ۱۰
که خون صد چراغ مهر را در آستین دارد ۱
زجمعیت امید بی نیازی داشتم، غافل
که آنجا صاحب خرمن نظر بر خوشه چین دارد ۲
چه شیرینی است یارب با زمین پاک خرسندی
که هر نی را که می کاوی شکر در آستین دارد ۳
امید جان شیرین داشتم از لعل سیرابش
ندانستم که از خط زهر در زیر نگین دارد ۴
عدالت این تقاضا می کند کز خرمن قسمت
نیابد نان جو هر کس زبان گندمین دارد ۵
بهشت نقد می خواهی به نقد وقت قانع شو
که روز خوش نبیند هر که چشم دوربین دارد ۶
اگر عارف سفر از خود کند یک بار، می یابد
که دامان بهار عیش را صحرانشین دارد ۷
اثر بگذار تا ایمن شوی از مرگ گمنامی
که از آیینه اسکندر حصار آهنین دارد ۸
کدامین گوهر ارزنده افتاده است از دستش؟
که با صد چشم روشن آسمان رو بر زمین دارد ۹
ندیدم تا به خاک افتاده نور مهر را صائب
نشد روشن که چرخ بیوفا با مهرکین دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳۲ - نفس یک پا درون خانه، یک پا در برون دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۳۴ - دل رنگین لباسان تیرگی را در کمین دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.