هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی است که به بیان احساسات شاعرانه، عشق، رنجهای عاشقانه، وصف طبیعت و مفاهیم عرفانی میپردازد. شاعر از تشبیهات زیبا مانند چراغ شبزندهداران، آب حیات، و ماه عید استفاده کرده و احساسات خود را درباره عشق، آزادی، و رنجهای زندگی بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه خواندن شعرهای کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۰۷۹ - ز خط رویش چراغ دیده شب زنده داران شد
ز خط رویش چراغ دیده شب زنده داران شد
غبار خط او خاک مراد خاکساران شد ۱
برآرد در دل شب آب حیوان دست جان بخشی
لب میگون او در دور خط از میگساران شد ۲
برآمد از حجاب شرم در دوران خط رویش
هلال خط مشکین ماه عید روزه داران شد ۳
بنای طاقت من گرچه بود از بیستون افزون
به بازی بازی آخر پایمال نی سواران شد ۴
نشد از گریه مستانه چشمم خشک چون مینا
غبار هستی من خرج سیل نوبهاران شد ۵
شدم چون سرو تا سرسبز از تشریف آزادی
دم سرد خزان بر من نسیم نوبهاران شد ۶
من آن مجنون بیباکم از بیتابی شوقم
ره خوابیده چون موج سراب از بیقراران شد ۷
همان چشم حسودان بر ندارد سر زدنبالم
اگرچه شیشه من توتیا از سنگباران شد ۸
بلایی آدمی را بدتر از شهرت نمی باشد
سیه شد روی هر کس چون عقیق از نامداران شد ۹
به خلق آن کس که رو آورد می باشد زخود غافل
نبیند عیب خود هر کس که از آیینه داران شد ۱۰
نمی سازد مرا چون کبک خامش سختی دوران
که شق چون خامه منقارم زتیغ کوهساران شد ۱۱
ز بیدردی کنون صائب خمش چون مرغ تصویرم
اگرچه ناله من باعث شور هزاران شد ۱۲
غبار خط او خاک مراد خاکساران شد ۱
برآرد در دل شب آب حیوان دست جان بخشی
لب میگون او در دور خط از میگساران شد ۲
برآمد از حجاب شرم در دوران خط رویش
هلال خط مشکین ماه عید روزه داران شد ۳
بنای طاقت من گرچه بود از بیستون افزون
به بازی بازی آخر پایمال نی سواران شد ۴
نشد از گریه مستانه چشمم خشک چون مینا
غبار هستی من خرج سیل نوبهاران شد ۵
شدم چون سرو تا سرسبز از تشریف آزادی
دم سرد خزان بر من نسیم نوبهاران شد ۶
من آن مجنون بیباکم از بیتابی شوقم
ره خوابیده چون موج سراب از بیقراران شد ۷
همان چشم حسودان بر ندارد سر زدنبالم
اگرچه شیشه من توتیا از سنگباران شد ۸
بلایی آدمی را بدتر از شهرت نمی باشد
سیه شد روی هر کس چون عقیق از نامداران شد ۹
به خلق آن کس که رو آورد می باشد زخود غافل
نبیند عیب خود هر کس که از آیینه داران شد ۱۰
نمی سازد مرا چون کبک خامش سختی دوران
که شق چون خامه منقارم زتیغ کوهساران شد ۱۱
ز بیدردی کنون صائب خمش چون مرغ تصویرم
اگرچه ناله من باعث شور هزاران شد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷۸ - رگ جانها به هم پیوسته شد زلف پریشان شد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۸۰ - دل تاریک من روشن زفیض صبحگاهی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.