هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، دوری، آرزو و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از دوری معشوق، رنج عشق و آرزوی وصال سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خورشید و گل، شبنم، ماه و دریا، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و دوری نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند.
غزل ۳۰۹۴ - مرا دوری به جای خویش با آن سیمتن باشد
مرا دوری به جای خویش با آن سیمتن باشد
اگر صد سال چون آیینه در آغوش من باشد ۱
ندارد عاشق خورشید در آغوش گل راحت
که شبنم خون خود را می خورد تا در چمن باشد ۲
کیم من تا زنم در دامن گل دست گستاخی؟
مرا این بس که خاری زین چمن در پای من باشد ۳
بپوشد چشم اگر بی پرده بیند ماه کنعان را
عزیزی را که از یوسف نظر بر پیرهن باشد ۴
زشور عشق دلگیری ندارد جان مشتاقان
چه زین خوشتر که ماهی را کف دریا کفن باشد؟ ۵
نسازد نور یکتایی دو دل پروانه ما را
اگرچه صد هزاران شمع در یک انجمن باشد ۶
مشو قانع به تحسین زبان از مستمع صائب
که دل برخاستن از جای، تحسین سخن باشد ۷
اگر صد سال چون آیینه در آغوش من باشد ۱
ندارد عاشق خورشید در آغوش گل راحت
که شبنم خون خود را می خورد تا در چمن باشد ۲
کیم من تا زنم در دامن گل دست گستاخی؟
مرا این بس که خاری زین چمن در پای من باشد ۳
بپوشد چشم اگر بی پرده بیند ماه کنعان را
عزیزی را که از یوسف نظر بر پیرهن باشد ۴
زشور عشق دلگیری ندارد جان مشتاقان
چه زین خوشتر که ماهی را کف دریا کفن باشد؟ ۵
نسازد نور یکتایی دو دل پروانه ما را
اگرچه صد هزاران شمع در یک انجمن باشد ۶
مشو قانع به تحسین زبان از مستمع صائب
که دل برخاستن از جای، تحسین سخن باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹۳ - خوشا دردی که از چشم بداندیشان نهان باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹۵ - چه امید برومندی مرا زان سیمتن باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.