هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، جنون، جدایی، ندامت و پریشانی می‌پردازد. شاعر از احساسات عمیق و پیچیده خود سخن می‌گوید و از عناصری مانند آتش، زلف، کمان و صحرای جنون برای بیان این احساسات استفاده می‌کند. متن همچنین به مفاهیم عرفانی مانند آشنایی و بیگانگی در عشق اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۱۵۲ - کجا داغ جنون را قدر هر فرزانه می داند؟

کجا داغ جنون را قدر هر فرزانه می داند؟
سمندر نشأه این آتشین پیمانه می داند ۱

جدایی نیست از صیاد صید آشنارو را
کمان او مرا با خویشتن همخانه می داند ۲

مگو حرف از ندامت کاین دل کافر نهاد من
غبار معصیت را صندل بتخانه می داند ۳

تلاش صحبت آیینه رویی می کند شوقم
که جوهر را حجابش سبزه بیگانه می داند ۴

غلط بینی که واقف نیست از ربط دل عاشق
پریشان حالی آن زلف را از شانه می داند ۵

زدلهای پریشان پرس حال زلف و کاکل را
که مضمون خط زنجیر را دیوانه می داند ۶

نواسنجی که بر شاخ قناعت آشیان دارد
اگر صد عقده می افتد به بالش دانه می داند ۷

شکست خاطر اطفال سنگ راه می گردد
وگرنه راه صحرای جنون دیوانه می داند ۸

منم کز تیره بختی راه بیرون شد نمی یابم
وگرنه دود راه روزن کاشانه می داند ۹

به معنی هر که دارد آشنایی چون دل صائب
نگاه آشنا را معنی بیگانه می داند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۵۱ - زمین را وحشی رم کرده یک کف خاک می داند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵۳ - زبی پروایی آن بیدرد قدر ما نمی داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.