هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و سوختن در آتش عشق سخن می‌گوید. شاعر از احساسات عمیق خود می‌گوید که مانند خون در رگ‌هایش جریان دارد و از سوختن در عشق و یاد معشوق سخن می‌راند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند مرگ، خاکستر شدن و بهشت دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به مرگ و ناامیدی وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۳۱۵۹ - زگرمی خون من جوهر به تیغ او بسوزاند

زگرمی خون من جوهر به تیغ او بسوزاند
فروغ لاله من آب را در جو بسوزاند ۱

دل آن طالع کجا دارد کز آن رخسار گل چیند؟
مگر دلهای شب داغی به یاد او بسوزاند ۲

میسر نیست از دنیا گذشتن هر سبکرو را
که این صحرا نفس در سینه آهو بسوزاند ۳

به تیغ خویش رحمی کن نداری رحم اگر برمن
که جوهر را زگرمی خون من چون مو بسوزاند ۴

به داغ ناامیدی خرمن خورشید می سوزد
کجا مشت خس و خار مرا آن رو بسوزاند؟ ۵

نگردد آب از سنگین دلی در حلقه چشمش
دو عالم را اگر برق نگاه او بسوزاند ۶

پس از مردن به خاک من گل افشاندن به آن ماند
که با صندل عزیز خویش را هندو بسوزاند ۷

زدود عنبرینش بوی ریحان بهشت آید
سپندی را که صائب آتش آن رو بسوزاند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۵۸ - زنقش آرزو دل پاک گردیدن نمی داند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶۰ - اگر ته جرعه خود یار بر خاک من افشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.