خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به گذرایی زمان و ناپایداری دنیا اشاره دارد، با تصاویری از شادی و غم، عشق و رنج، و بیتوجهی انسانها به مسائل عمیقتر زندگی. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، مرگ، و گذشت زمان سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۳۳۴۱ - روزگار طرب و نوبت غم می گذرد
روزگار طرب و نوبت غم می گذرد
ماتم و سور جهان زود ز هم می گذرد ۱
خواب آسودگی و عرصه هستی، هیهات
صبح ازین مرحله با تیغ دو دم می گذرد ۲
چه کند عرصه ایجاد به دلتنگی ما؟
سخن از تنگی صحرای عدم می گذرد ۳
ماه و خورشید نتابند رخ از سیلی عشق
سکه را حکم به دینار و درم می گذرد ۴
هیچ کس نیست که در فکر دل خود باشد
عمر مردم همه در فکر شکم می گذرد ۵
لب لعل تو به این آب نخواهد ماندن
دور فرماندهی خاتم جم می گذرد ۶
این چه چشم است که از غمزه بی زنهارش
آب تیغ از سر آهوی حرم می گذرد ۷
صائب از اهل حسد می گذرد بر دل من
آنچه بر آینه از صحبت نم می گذرد ۸
ماتم و سور جهان زود ز هم می گذرد ۱
خواب آسودگی و عرصه هستی، هیهات
صبح ازین مرحله با تیغ دو دم می گذرد ۲
چه کند عرصه ایجاد به دلتنگی ما؟
سخن از تنگی صحرای عدم می گذرد ۳
ماه و خورشید نتابند رخ از سیلی عشق
سکه را حکم به دینار و درم می گذرد ۴
هیچ کس نیست که در فکر دل خود باشد
عمر مردم همه در فکر شکم می گذرد ۵
لب لعل تو به این آب نخواهد ماندن
دور فرماندهی خاتم جم می گذرد ۶
این چه چشم است که از غمزه بی زنهارش
آب تیغ از سر آهوی حرم می گذرد ۷
صائب از اهل حسد می گذرد بر دل من
آنچه بر آینه از صحبت نم می گذرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۴۰ - پای بر چرخ نهد هر که ز سر می گذرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴۲ - از میان تیغ برآورد که زمان می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.