هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مضامینی مانند عشق، هستی و نیستی، و مفاهیم متافیزیکی مانند محشر و خلوت عشق سخن می‌گوید. شاعر از عشق الهی، تحول وجودی، و رهایی از مادیات صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.

غزل ۳۳۷۶ - اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد

اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد
جگر تشنه خورشید به کوثر گیرد ۱

دل مادر شکن زلف کند نشو و نما
طفل ما پرورش از دامن محشر گیرد ۲

ما چو مینا سر گفتار نداریم به خلق
دیگری مهر مگر از لب ما برگیرد ۳

مست عشق تو چه پروای ملامت دارد؟
گردن شیشه به کف دامن محشر گیرد ۴

عاشق از نیستی آبستن هستی گردد
مه نو فربهی از پهلوی لاغر گیرد ۵

خلوت عشق کجا، نغمه منصور کجا؟
کیست این شمع پریشان شده را سر گیرد؟ ۶

رشک بر دولت بیدار حباب است مرا
که به هر چشم زدن عالم دیگر گیرد ۷

جلوه گاهش خم چوگان حوادث بادا
صائب آن روز که سر از قدمت گیرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۷۵ - هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۷۷ - چه تمتع ز لبش دیده حیران گیرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.