هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، صبر، تقدیر و زیبایی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مفاهیم عمیق انسانی و فلسفی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۴۳۳ - عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟
عاشقان را چه غم از سلسله پا باشد؟
موج کی مانع آمد شد دریا باشد؟ ۱
پیش چشمی که نرفته است ازو آب حیا
در و دیوار جهان دیده نابینا باشد ۲
سنگ را صنعت فرهاد به حرف آورده است
ناز تحسین نکشد کار چو گویا باشد ۳
با نسیم سحری دست و گریبان گردد
رشته شمع، گر از پنبه مینا باشد ۴
قلزم از روی گهر گرد یتیمی نبرد
یوسف مصر به صد قافله تنها باشد ۵
شمع در پرده فانوس نماند پنهان
هر چه در دل بود از جبهه هویدا باشد ۶
در تنوری چه قدر جلوه نماید طوفان؟
شور دیوانه به اندازه صحرا باشد ۷
چهره عاقبت کار به روشن گهران
هم ز آیینه آغاز هویدا باشد ۸
خال رخسار تو از زلف دلاویزترست
نقطه ای نیست درین صفحه که بیجا باشد ۹
کف بی مغز چه پروای معلم دارد؟
روی عنبر سیه از سیلی دریا باشد ۱۰
نکشد سر به گریبان خجالت صائب
هر که امروز در اندیشه فردا باشد ۱۱
موج کی مانع آمد شد دریا باشد؟ ۱
پیش چشمی که نرفته است ازو آب حیا
در و دیوار جهان دیده نابینا باشد ۲
سنگ را صنعت فرهاد به حرف آورده است
ناز تحسین نکشد کار چو گویا باشد ۳
با نسیم سحری دست و گریبان گردد
رشته شمع، گر از پنبه مینا باشد ۴
قلزم از روی گهر گرد یتیمی نبرد
یوسف مصر به صد قافله تنها باشد ۵
شمع در پرده فانوس نماند پنهان
هر چه در دل بود از جبهه هویدا باشد ۶
در تنوری چه قدر جلوه نماید طوفان؟
شور دیوانه به اندازه صحرا باشد ۷
چهره عاقبت کار به روشن گهران
هم ز آیینه آغاز هویدا باشد ۸
خال رخسار تو از زلف دلاویزترست
نقطه ای نیست درین صفحه که بیجا باشد ۹
کف بی مغز چه پروای معلم دارد؟
روی عنبر سیه از سیلی دریا باشد ۱۰
نکشد سر به گریبان خجالت صائب
هر که امروز در اندیشه فردا باشد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۳۲ - صاف با ما دل آن شعله بیباک نشد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۳۴ - چند جان سختی ما سنگ ره ما باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.