هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، حقیقت، رنج، و ناپایداری زندگی می‌پردازد. شاعر از تصاویر نمادین مانند دریا، موج، سنگ، و گوهر برای بیان مفاهیم عمیق استفاده می‌کند. در این شعر، عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و گاهی ویرانگر توصیف می‌شود که نمی‌توان آن را کنترل کرد. همچنین، به ناتوانی انسان در برابر سرنوشت و حقیقت اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارند.

غزل ۳۶۰۲ - مانع شور جنون سلسله پا نشود

مانع شور جنون سلسله پا نشود
سیل را موج عنان تاب ز دریا نشود ۱

نشد از خنده ظاهر دل پرخون شادان
تلخی باده کم از قهقه مینا نشود ۲

نیست گنجایش اسرا حقیقت دل را
گوش ماهی صدف گوهر دریا نشود ۳

نشود سنگ ره آب روان جوش حباب
مانع گرمروان آبله پا نشود ۴

جمع در حوصله مور شود دانه ما
خرمن ما گره سینه صحرا نشود ۵

چه کند صبح قیامت به شب تیره ما؟
دل فرعون سفید از ید بیضا نشود ۶

پیچ و تاب از رگ جان در حرم وصل نرفت
موج ساکن به بغل گیری دریا نشود ۷

عشق مغرور کند خون به دل حسن آخر
یوسف آن نیست که مغلوب زلیخا نشود ۸

صدف گوهر عبرت شودش دیده پاک
عارفی را که نگه خرج تماشا نشود ۹

صبح پیری نشود پرده سیه کاری را
مو درین شیر محال است که رسوا نشود ۱۰

آتش عشق به تدبیر نگردد خاموش
تب خورشید خنک از دم عیسی نشود ۱۱

صائب از داغ جنون است سیه مستی ما
سر ما گرم ز کیفیت صهبا نشود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۰۱ - راه مقصود طی از آبله پا نشود
گوهر بعدی:غزل ۳۶۰۳ - چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.