هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر درد فراق و انتظار بازگشت معشوق است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را از دوری یار و امید به بازگشت او توصیف میکند. او از صبر بیخبر، دل خونشده، و امید به دیدار دوباره میگوید و با اشاره به عناصری مانند شبنم، گل، و باده، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۶۱۸ - بی خبر از در من یار مگر باز آید
بی خبر از در من یار مگر باز آید
ور نه آن صبر که دارد که خبر باز آید؟ ۱
در تماشای تو از کار دل خونشده ام
نه چنان رفت که دیگر ز سفر باز آید ۲
زان خوشم با دل صد چاک که آن سرو روان
هر نفس در دلم از راه دگر باز آید ۳
شادی قافله مصر به گردش نرسد
هرکه را چون تو عزیزی ز سفر باز آید ۴
نشود پیش شکر خنده من صبح سفید
گر به آغوش من آن تنگ شکر باز آید ۵
استخوانش به هما شهپر اقبال دهد
کشته ای را که خدنگ تو به سر باز آید ۶
دل به فکر تن افسرده کجا می افتد؟
به چه امید به این سنگ شرر باز آید؟ ۷
هست امید که برگردد ازان چهره نگاه
شبنم از چشمه خورشید اگر باز آید ۸
سفر نکهت گل را نبود برگشتن
از دل رفته محال است خبر باز آید ۹
باده شب نربوده است چنان صائب را
که به خود از نفس سرد سحر باز آید ۱۰
ور نه آن صبر که دارد که خبر باز آید؟ ۱
در تماشای تو از کار دل خونشده ام
نه چنان رفت که دیگر ز سفر باز آید ۲
زان خوشم با دل صد چاک که آن سرو روان
هر نفس در دلم از راه دگر باز آید ۳
شادی قافله مصر به گردش نرسد
هرکه را چون تو عزیزی ز سفر باز آید ۴
نشود پیش شکر خنده من صبح سفید
گر به آغوش من آن تنگ شکر باز آید ۵
استخوانش به هما شهپر اقبال دهد
کشته ای را که خدنگ تو به سر باز آید ۶
دل به فکر تن افسرده کجا می افتد؟
به چه امید به این سنگ شرر باز آید؟ ۷
هست امید که برگردد ازان چهره نگاه
شبنم از چشمه خورشید اگر باز آید ۸
سفر نکهت گل را نبود برگشتن
از دل رفته محال است خبر باز آید ۹
باده شب نربوده است چنان صائب را
که به خود از نفس سرد سحر باز آید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۱۷ - بر سر حرف، گر آن چشم فسون ساز آید
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱۹ - چشم دارم که مه نو سفرم باز آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.