هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از ناامیدی‌ها، دردهای عشق، و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. او از نرسیدن به یار، بی‌توجهی‌های او، و ناتوانی در بیان دردهایش می‌گوید و در عین حال، به معرفت و عشق حقیقی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۳۶۷۰ - قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد

قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد
که شمع را به بدن پیرهن نمی چسبد ۱

به حیرتم که چرا زلف یار با این قرب
به هر دو دست به سیب ذقن نمی چسبد ۲

ز گل توقع خونگرمیم ز ساده دلی است
که خار خشک به دامان من نمی چسبد ۳

اگر ز جانب شیرین توجهی نبود
به کار دست و دل کوهکن نمی چسبد ۴

علاقه ای به حیات دو روزه نیست مرا
چو گل به دامن کس خون من نمی چسبد ۵

دهان شکوه ما را به حرف نتوان بست
که زخم تیغ به آب دهن نمی چسبد ۶

به نامه یاد نکردن نه از فراموشی است
ز دوریت به قلم دست من نمی چسبد ۷

شهید را ز کفن چشم پرده پوشی نیست
نمک به سینه مجروح من نمی چسبد ۸

به هر دلی که ندارد ز معرفت خبری
کلام صائب شیرین سخن نمی چسبد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۶۹ - به درد و داغ دل بیقرار می چسبد
گوهر بعدی:غزل ۳۶۷۱ - نه موج از دل دریا کرانه می طلبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.