خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که مضامینی مانند مقاومت در برابر سختیها، دوری از طمع، ارزش درد و رنج در زندگی، و هشدار درباره دشمنان را بیان میکند. شاعر از مفاهیمی مانند صبر، قناعت، و تنهایی در مسیر موفقیت سخن میگوید و تأکید میکند که رنجها میتوانند به کمال روحی منجر شوند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و درد نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۷۵۶ - به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد
به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد
که ابر، سینه خورشید را نسازد سرد ۱
جریده شو که رسد پیشتر به صید مراد
شود چو تیر ز همصحبتان ترکش فرد ۲
به خوردن دل خود از نصیب قانع شو
که آب و نان جهان مرد را کند نامرد ۳
ز خار راه پر و بال می دهد سامان
چو گردباد شود رهروی که تنهاگرد ۴
به جای خون ز رگ و ریشه اش برآید دود
اگر چنین دل پرخون من فشارد درد ۵
چه حاجت است به شمشیر، تیزدستان را؟
که هست در کف دشمن مرا سلاح نبرد ۶
ز اهل درد مس من طلای خالص شد
که کیمیای وجودست دیدن رخ زرد ۷
به سرکشی مشو از خصم خاکسار ایمن
که خط برآورد از روی همچو آتش گرد ۸
اگر چه دیر به جوش آمدم به این شادم
که هرچه دیر شود گرم، دیر گردد سرد ۹
ز ماه چهره آفاق گشت مهتابی
که از طمع نشود رنگ هیچ کافر زرد! ۱۰
عجب که رخنه کند عیش در دل صائب
که داغ بر سر داغ است و درد بر سر درد ۱۱
که ابر، سینه خورشید را نسازد سرد ۱
جریده شو که رسد پیشتر به صید مراد
شود چو تیر ز همصحبتان ترکش فرد ۲
به خوردن دل خود از نصیب قانع شو
که آب و نان جهان مرد را کند نامرد ۳
ز خار راه پر و بال می دهد سامان
چو گردباد شود رهروی که تنهاگرد ۴
به جای خون ز رگ و ریشه اش برآید دود
اگر چنین دل پرخون من فشارد درد ۵
چه حاجت است به شمشیر، تیزدستان را؟
که هست در کف دشمن مرا سلاح نبرد ۶
ز اهل درد مس من طلای خالص شد
که کیمیای وجودست دیدن رخ زرد ۷
به سرکشی مشو از خصم خاکسار ایمن
که خط برآورد از روی همچو آتش گرد ۸
اگر چه دیر به جوش آمدم به این شادم
که هرچه دیر شود گرم، دیر گردد سرد ۹
ز ماه چهره آفاق گشت مهتابی
که از طمع نشود رنگ هیچ کافر زرد! ۱۰
عجب که رخنه کند عیش در دل صائب
که داغ بر سر داغ است و درد بر سر درد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۵۵ - قدم به چشم من خاکسار نگذارد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۵۷ - چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.