هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند رهایی از خود، عشق، وحدت وجود، و تحول درونی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند دریا، آینه، آفتاب، و یاقوت برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه‌ی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۳۹۸۰ - شکوه بحر ز امواج آشکاره شود

شکوه بحر ز امواج آشکاره شود
یکی هزار شود دل چو پاره پاره شود ۱

مباش در پی گرد آوری که ماه تمام
ز خود تهی چو شود قابل اشاره شود ۲

خودی حصاری ساحل نموده بحر ترا
ز خودکناره گزین بحر بی کناره شود ۳

مرا چوآینه سیری ز وصل ممکن نیست
تمام عمرم اگر صرف یک نظاره شود ۴

مباش تلخ دهد عشق اگر گداز ترا
که رو سفید شود قند چون دوباره شود ۵

به اصل خویش کند فرع میل می ترسم
که شیشه دل من رفته رفته خاره شود ۶

ز تنگنای فلک حال من کسی داند
که همچو طفل مقید به گاهواره شود ۷

مشو ز وحدت وکثرت دوبین که یک نورست
که آفتاب شود روزوشب ستاره شود ۸

ز خود برآی که جز عیسی مجرد نیست
تهمتنی که به رخش فلک سواره شود ۹

توآن زمانه به نظرهاعزیز می گردی
که آتش تو چو یاقوت بی شراره شود ۱۰

نمی توان به جگر داغ عشق پنهان کرد
کز آفتاب گریبان صبح پاره شود ۱۱

بگیر دامن خورشید طلعتی صائب
که همچو صبح ترا زندگی دوباره شود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۷۹ - چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
گوهر بعدی:غزل ۳۹۸۱ - به چشم شوخ رگ خواب تازیانه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.