هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند عشق، سفر، عدالت، سخاوت و تأثیر محیط بر فرد می‌پردازد. در آن از تشبیهات و استعاره‌های مختلفی استفاده شده است تا مفاهیم عمیق انسانی و اخلاقی را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند ستمگری و زخم تیغ ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۴۰۴۶ - عشاق را خرام تو از خویش می برد

عشاق را خرام تو از خویش می برد
سیل بهار هر چه کند پیش می برد ۱

هر کس که بی رفیق موافق سفر کند
با خود هزار قافله تشویش می برد ۲

از بوته گداز زر پاک را چه نقص
از نیکوان چه صرفه بد اندیش می برد ۳

دست از کرم مدار که از خوان پرنعیم
رزق تو لقمه ای است که درویش می برد ۴

از زخم تیغ غوطه به خون بیشتر زند
هر کس ستمگرست ستم بیش می برد ۵

آن را که تازیانه ز رگهای گردن است
هر دعوی غلط که کند پیش می برد ۶

بگذر ز جمع مال که زنبور بی نصیب
با خویشتن ز شان عسل نیش می برد ۷

کج نیز راست می شود از قرب راستان
صائب اگر ز تیر کجی کیش می برد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۴۵ - زخمی که ره به لذت ناسور می برد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۴۷ - دیوانه را به دامن صحرا که می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.