هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی است که به موضوعاتی مانند عشق، وصال، صبر و امید، و تجربه‌های روحانی و عرفانی می‌پردازد. شاعر از زبان استعاره‌ها و نمادهایی مانند ساقی، پیاله، پروانه، شمع، و بادام استفاده می‌کند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. در نهایت، شعر به این نتیجه می‌رسد که با وجود رنج‌ها و شکستگی‌ها، امید به وصال و رسیدن به مقصود وجود دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و شکست نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

غزل ۴۱۲۰ - ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند

ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند
ما را ازین جهان به جهان دگر رساند ۱

صد حلقه برامید من افزود پیچ وتاب
هر رشته ای که ریشه به آب گهر رساند ۲

یاقوت آتشین ترا دید آب شد
لعلی که آفتاب به خون جگر رساند ۳

ما را رساند بی پرو بالی به کوی دوست
پروانه را به شمع اگر بال وپر رساند ۴

از دولت نخوانده مرا ساخت بیخبر
هرکس به من ز آمدن او خبر رساند ۵

زنهار تلخ وتند مشو کز زبان چرب
بادام خویش را به وصال شکر رساند ۶

مخمور را به رطل گران دستگیر شد
ما را کسی که سنگ ملامت به سر رساند ۷

از دیده سفید به مطلب رسید دل
این نخل را شکوفه به وصل ثمر رساند ۸

در وادی طلب نفس برق وباد سوخت
این راه را دگر که تواند بسر رساند ۹

نقصان نکرده است ز اهل سخن کسی
شد سبز حرف هر که به طوطی شکر رساند ۱۰

شاخ از شکستگی به ثمر گرچه کم رسد
ما را دل شکسته به وصل ثمر رساند ۱۱

صائب چو خون مرده نرفتم ز جای خود
چندان که روزگار به من نیشتر رساند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۱۹ - از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد
گوهر بعدی:غزل ۴۱۲۱ - دل را کجا به زلف رسا می توان رساند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.