هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره پیری، غم، عشق و رنج‌های زندگی است. شاعر از گذر زمان، دل‌دردها، و خاطرات تلخ و شیرین سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق، رنج، و گذشت عمر اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند پیری، غم و رنج‌های زندگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۴۱۲۲ - طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند

طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند
صیقل شکست وآینه ام در غبار ماند ۱

چون ریشه درخت که ماند به جای خویش
شد زندگی وطول امل برقرار ماند ۲

ناخن نزد کسی به دل سر به مهر ما
این غنچه ناشکفته بر این شاخسار ماند ۳

زین پنج روزه عمر که چون برق وباد رفت
غمهای بی شمار به این دلفگار ماند ۴

زان سرو خوش خرام که عمرش درازباد
از خویش رفتنی به من خاکسار ماند ۵

خواهد گرفت دامن گل را به خون ما
این آشیانه ای که ز ما یادگارماند ۶

از خود برآی زود که گردد گزنده تر
چندان که زهر در بن دندان مار ماند ۷

غمهای من ز عشق سراسر نشاط شد
غیر از غمی که بر دلم از غمگسار شد ۸

نتوان زمن به عشرت روی زمین گرفت
گردی که بر جبین من از کوی یار گرفت ۹

دست من ز رعونت آزادگی چو سرو
با صد هزار عقده مشکل زکار ماند ۱۰

صائب زاهل درد هم آواز من بس است
کوه غمی که بر دلم از روزگار ماند ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۲۱ - دل را کجا به زلف رسا می توان رساند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۲۳ - از همت بلند اثر در جهان نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.